کتابخانه ملی فرانسه

هسته اصلی کتابخانه را مجموعه شارل پنجم تشکیل میدهد که در سال 1368 کتابخانه ای اختصاصی شامل 917 نسخه ی خطی در یکی از تالارهای ساختمان لوور برای خود دایر کرد. در زمان لویی یازدهم تعدادی نسخه خطی و کتابهای چاپی مصادره شده به آن افزوده شد. شارل هشتم و لوئی دوازدهم نیز به توسعه آن پرداختند و محل کتابخانه با تغییر محل اقامت پادشاهان از قصری به قصر دیگر تغییر می کرد. در سال 1523 سرپرستی کتابخانه به " گیوم بوده " دانشمند مشهور علوم انسانی واگذار گردید و محل آن در قصر فونتن بلو تثبیت گردید. در سال 1537 قانون واسپاری به تصویب رسید. معذلک در سال 1622 کل مجموعه چاپی و خطی کتابخانه فقط 4712 جلد بود. در سال 1692 درهای آن به روی عموم گشوده شد و در سال 1789 کتابخانه سلطنتی رسما به نام کتابخانه ملی نامیده شد.همزمان با انقلاب کبیر فرانسه خدمات کتابخانه برای مدتی متوقف شد و قانون واسپاری برای مدت سه سال متوقف ماند ولی مجموعه آن با دریافت بیش از 250 هزار کتاب، 14 هزار نسخه خطی و 85 هزار مهر مصادره شده از اموال خاندان سلطنتی و اشراف و خارجیان غنای بیشتری یافت. محل قطعی کتابخانه نیز در شهر پاریس در خیابان ریشولیو معین شد. در سالهای 1932 و 1954 و 1971 اجبارا سه ساختمان جدید در شهر ورسای برای کتابخانه ساخته شد. معذلک گسترش روزافزون مجموعه های متنوع، حفاظت و نگهداری و ارائه خدمات جاری را به مخاطره انداخته بود. در نتیجه در سال 1988 دولت فرانسه تصمیم گرفت ساختمان جدیدی برای کتابخانه ملی احداث کند. طرح ساختمان به مسابقه ی بین المللی گذاشته شد. طرح دومینیک پرو برنده شد. ساختمان جدید در سال 1995 پایان پذیرفت. این ساختمان دارای 290 هزار متر مربع زیر بنا است. از یک محوطه مرکزی و چهار برج به شکل کتاب باز به ارتفاع 80 متر که عمدتا مخازن را در بر میگیرد تشکیل شده است. این ساختمان فضای معادل 395 کیلومتر مخزن کتاب و تعداد 3600 محل مطالعه دارد. ساختمان ریشولیو به دلیل اهمیت تاریخی برای حفظ و نگهداری مجموعه های ویژه کماکان به عنوان بخشی از کتابخانه ملی فرانسه باقی خواهد ماند. مجموعه ی قابل دسترسی در پایان سال 1997 در ساختمان جدید به قرار زیر است.

- منابع چاپی، قفسه باز 400هزار جلد، مخازن بسته 10 میلیون جلد.

- مجلات و ادواری ها 350 هزار جلد ( که 8500 عنوان آن به زبان خارجی است )

- 123 هزار میکروفیلم و یک میلیون و چهارصد هزار میکروفیش

- 100 هزار عنوان دیجیتال شده

- 70 هزار ساعت فیلم یا تصویر متحرک

- 300 هزار عدد عکس

- 440 هزار ساعت مدارک شنیداری

مرکز بین المللی اطلاعات حق مولف

مقر آن در اداره مرکزی یونسکو در پاریس است و در شانزدهمین جلسه یونسکو در سال 1970 به تصویب رسید.

اهداف آن به قرار زیر است:

- جمع آوری اطلاعات مربوط به حق مولف کتابها که برای کشورهای در حال توسعه سودمند و تا حد امکان مفید باشد.

- آگاه کردن کشورهای در حال توسعه از حقوقی که به دارندگان حق مولف واگذار شده است.

- کمک در تهیه الگوی ساده ی قرارداد برای ترجمه ، تجدید چاپ و موارد دیگری که کشورهای درحال توسعه نیاز دارند.

- پیدا کردن راهها و روشهای برای حفظ حق مولف و حقوق دیگر به علاوه یافتن شیوه هایی برای پرداخت حقوق مطالبه شده در کشورهایی که با کمبود ارز روبه رو هستند.

- تشویق در تنظیم و انتشار آثاری که به خصوص فنی و آموزشی هستند.

- تشویق در به وجود آوردن مرکز ملی اطلاعات حق مولف هم در کشورهای پیشرفته و هم درکشورهای در حال توسعه و ایجاد ارتباط بین آن دو.

- همکاری ومشاوره با کشورهای در حال توسعه در ایجاد سازمانهایی برای آموزش و دوره هایی برای مترجمین و تمام جنبه های صنعت نشر، برای حفظ و نگهداری اعضا و تجهیزات، برای انتشار آثار فنی و استفاده از مسئولان آموزشی برای تنظیم آثار مکتوب.

اقتصاد اطلاعات

در دنیای امروز فن آوری اطلاعات تاثیر بسیاری بر جنبه های اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی و البته اقتصادی جوامع مختلف داره؛ در دنیایی که خدمات الکترونیک حرف اول را در رفاه و آسایش مردم میزنه، فن آوری اطلاعات رو باید جدی گرفت.

البته فن آوری اطلاعات و تاثیر آن بر جوامع پیشرفته و جهان سوم جای بحث بسیار داره و نمیشه در یک مطلب مختصر به آن پرداخت.در اینجا فقط به جنبه های اقتصادی اون می پردازیم.

)) در تعریف اقتصاد به عنوان یک علم توافق نظر کلی وجود نداره؛ عده ای آن را مطالعه و بررسی تولید، توزیع و مصرف ثروت در یک جامعه ی انسانی دانسته اند و گروهی دیگر آن را علم استفاده از منابع کمیاب به منظور نیل به هدف رفاه اجتماعی برای جامعه ی بشری.*((

در هردو دیدگاه اطلاعات میتواند نقشی اساسی ایفا کند؛ چه در دیدگاه اول به عنوان وسیله ای برای بهبود وضعیت تولید و توزیع در آمد و چه در دیدگاه دوم به عنوان وسیله ای برای کسب درآمد.

دیدگاه اول : به عنوان مثال در کشور ما نفت بخش عمده ای از بودجه ی سالانه را تامین میکند. استفاده ی بهینه از نفت ابتدا نیاز به اطلاعاتی در مورد مصرف داخلی و اینکه نیاز داخلی ما بیشتر به نفت و فراورده های نفتی است یا درآمد حاصل از آن. پس از مطالعه و بررسی نیاز داخلی (که نتیجه اش همان اطلاعات است) به برنامه ریزی برای میزان صادرات و واردات نفت و فراورده های نفتی می پردازند و ..........

این مثال (که شاید فرایندی غیر واقعی باشه) کاملا نقش اطلاعات رو در تولید و توزیع درآمد نشون میده که البته ما خیلی با این مسئله سر و کار نداریم.

دیدگاه دوم: بحث اصلی ما و به قول معروف چیزی که به ما مربوط میشه کسب درآمد از طریق فن آوری اطلاعات میباشد. شاید(شاید که نه، مطمئنا) اقتصاد اطلاعات در کشور ما خیلی کاربردی نباشه اما در کشورهای توسعه یافته فروش اطلاعات و ابزار و خدمات اطلاعاتی بخشی از درآمد سالانه ی آنها میباشد. ((براساس بررسی دانشگاه تگزاس، اینترنت حدود 300 میلیارد دلار درآمد در سال 1998 برای آمریکاییان داشته است یا کشور آلمان در سال 1996 صرف نظر از سایر منابع اطلاعاتی، تعداد 71515 عنوان کتاب چاپ اول منتشر کرده، به طوریکه تنها ارزش پشت جلد کتابها 9 میلیارد دلار بوده.

همچنین آمار منتشر شده از سوی انجمن ناشران آمریکا حاکی از فروش 23,033,300,000 دلار کتاب در سال 1998 میباشد.

همینطور از نظر اشتغال اگر ببینیم در اواخر دهه ی 1980 در کشور آفریقای جنوبی در بخش اطلاع رسانی 2,000,000 نفر شاغل بودند و یا در آمریکا 1,200,000 نفر فقط در بخش اینترنت شاغل بودند؛))*

اما متاسفانه در کشور ما به این مقوله اهمیت داده نمیشود که البته مهم شمردن این نوع درآمد یا بهتر بگم این نوع اقتصاد در کشورهای درحال توسعه کار بسیار دشواری ست. برای اینکه در این زمینه به جایگاه کشورهای توسعه یافته برسیم یا حداقل به آنها نزدیک بشیم، فرایندی باید طی بشه که مرحله ی اولیه ی آن داشتن قانون کپی رایت یا حق مولفه. این قانون برای شروع اقتصاد اطلاعاتی همان قدر ضروریه که کاغذ برای انتشار کتاب؛

اگر در کشوری قانون کپی رایت وجود نداشته یا آن را جدی نگیرند (مانند کشور ما) هرتولید اطلاعاتی دسته اول و حتی دسته دومی به راحتی توسط مصرف کنندگان یا واسطه ها سرقت یا کپی شده و مورد استفاده قرار می گیرد.

متاسفانه در این شرایط تولید کنندگان اطلاعات جای هیچگونه پیگیری و شکایتی را ندارند و به سادگی مجبورندبا شکستی سنگین از این عرصه کناره گیری کنند و اگر هم بخواهند سرسختی کنند (در مورد انتشارات الکترونیکی) باید با کلی هزینه تولیدات خود را قفل و زنجیر کنند که در نهایت بی فایده بوده و سارقان فرهنگی بازهم موفق خواهند بود.

واقعا جای تاسف داره که در کشور ما هیچ یک از آثار علمی ، فرهنگی ، هنری و ادبی چه به صورت چاپی و چه به صورت الکترونیکی امنیت ندارند و به راحتی و بدون هیچ دشواری قابل کپی برداری هستند. در نتیجه تولیدات داخلی ما راه به جایی نمیبرند و نمیشه به عنوان یک منبع درآمد روی آنها حساب کرد.

با این اوصاف مجبوریم مسیر فرایند رو عوض کنیم؛ فرض کنیم این قانون در ایران به شکل درست اجرا بشه،اینجوری به ظاهر همه چیز درسته ولی این قانون علاوه بر اینکه باعث سودآوری یکسری تولیدکنندگان میشه پیامدهی دیگری هم خواهد داشت.

اول اینکه قیمت تولیدات علمی ، ادبی ، فرهنگی و .......... بالا میره و در نتیجه دسترسی به منابع برای عموم دشوارتر شده و احتمالا میزان تقاضا پایین میاد.

کپی رایت تنها تولیدات داخلی را تحت تاثیر قرار نمیده؛ با اجرایی شدن این قانون و قبول قوانین بین المللی، مجبوریم منابع خارجی رو با قیمت اصلی آنها خریداری کنیم. این یعنی دیگه نمیتونیم به راحتی منابع زبان اصلی یا ترجمه شده و حتی نرم افزارهای مختلف رو بدون هزینه یا با کمترین هزینه بدست بیاریم.( در اینجا میبینیم که نداشتن کپی رایت از یه نظرایی هم به نفع ماست، هرچند که از لحاظ اخلاقی درست نیست.)

بحث فرهنگسازی در زمینه کپی رایت هم خود کار بزرگ و زمان بریست که به راحتی میسر نمیشه.پس به این نتیجه میرسیم که باید قید کپی رایت رو بزنیم.

خب، بدون هیچگونه توضیحی کاملا روشنه که فرایند تولید اطلاعات و سودآوری از طریق آن در همین مرحله به بنبست میخوره  و ما بدون هیچگونه پیشرفتی سرجای خودمون میمونیم و کلا از بحث در مورد اقتصاد اطلاعت هم صرف نظر میکنیم.


 گردآوری و ترجمه حمید محسنی.فن آوری اطلاعات و ارتباطات*

از ماست که بر ماست

      -رسته شغلي كتابدار: دارا بودن دانشنامه كارشناسي و يا بالاتر در يكي از رشته هاي كتابداري ، علوم كتابداري واطلاع رساني، ‌الهيات و معارف اسلامي، ادبيات فارسي، تاريخ، امور فرهنگي و مديريت امور فرهنگي، برنامه ريزي امور فرهنگي و يا مدرك سطح دو و يا بالاتر علوم حوزوي.

          تبصره: در جذب نيروي انساني براي رشته شغلي كتابدار، دارندگان مدارك تحصيلي كارشناسي و بالاتر در رشته كتابداري در اولويت خواهند بود.

         -رسته شغلي كارشناس امور اداري: دارا بودن دانشنامه كارشناسي و يا بالاتر در يكي از رشته هاي، علوم اداري، مديريت دولتي، مديريت صنعتي، مديريت اجرايي، مديريت پرسنلي و مديريت اقتصادي در مقطع كارشناسي ، مديريت دولتي در مقطع كارشناسي ارشد با گرايش هاي منابع انساني ، مديريت تحول ، تشكيلات و روشها  و مديريت سيستم هاي اطلاعاتي و رشته هاي مهندسي صنايع، حقوق.

         -رسته شغلي كارشناس عمران: دارا بودن دانشنامه كارشناسي و يا بالاتر در يكي از رشته هاي مهندسي عمران (كليه گرايش ها) ، مهندسي راه وساختمان و مهندسي معماري.

متن بالا بخشی از آگهی استخدام نهاد کتابخانه های استان .......... میباشد.

هدف از اینکه این مطلب رو روی وبلاگم گذاشتم اطلاع رسانی نبود بلکه یه چیزی نظرم رو جلب کرد. یه مقدار که به متن بالا توجه کنید می بینید که برای رسته شغلی کتابدار افرادی با مدارکالهيات و معارف اسلامي، ادبيات فارسي، تاريخ، امور فرهنگي و مديريت امور فرهنگي، برنامه ريزي امور فرهنگي و يا مدرك سطح دو و يا بالاتر علوم حوزوي نیز میتونن شرکت کنند و فقط این لطف رو در حق کتابداران کردند که در الویت باشند که البته این الویت هم معلوم نیست که تا چه حده؟!؟و اما برای قسمت عمرانی و اداری کتابداران هیچ جایی ندارند؛

اگه عمران نیاز به تخصص داره کتابداری هم نیاز به تخصص داره. واقعا نمیتونم این موضوع رو درک کنم که چرا کتابداری رو تخصص نمیبینند. والا لیسانس کتابداری هم مثل سایر رشته ها 8 ترم داره و ما هم مثل سایر لیسانسه ها 4 سال درس خوندیم، خاله بازی که نکردیم؟!؟حالا عمران هیچ، قسمت اداری که میتونیم باشیم.

چطور لیسانسه های ادبیات و تاریخ و امور فرهنگی و....... میتونن کتابدار بشن، ما نمیتونیم در امور اداری باشیم؟؟؟؟

هیچی دیگه، با این وضعیت به این نتیجه می رسیم که کتابداران گذشته از کتابداری که اون رو هم هرکسی میتونه انجام بده افرادی ناکارآمد هستند که هیچ جا جاشون نیست. واقعا افتضاحه؛پس فارغ التحصیلان کتابداری به چه دردی میخورند؟؟4سال دروس تخصصی رو بگذرونیم که چی بشه؟ اگه کارایی نداره کلا رشته کتابداری رو حذف کنند ما هم میریم مدیریت می خونیم که بعد بشیم کتاب دار.


کتابخانه ی مدارس

نمی دونم چرا اصلا علاقه ای به پایه ریزی نداریم. برای لحظاتی از درس و کتابداری جدا بشیم؛ کمی فکر کنیم میبینیم هیچوقت نتونستیم یا شاید بهتره بگم نخواستیم از پایه شروع کنیم؛ ورزش، فرهنگ، حتی مسائل مذهبی هیچ برنامه ریزی و پایه و اساسی رو نمیشه درشان مشاهده کرد.

خب برگردیم سر بحث تخصصمیون؛ با این وضعیت هیچ انتظاری نمیره که به کتابخانه ی مدارس اهمیت داده بشه؛ درواقع کاملا طبیعیه که کتابخانه های مدارس اصلا به چشم نیایند و بود و نبودشون اهمیتی نداشته باشه. دوستدارم بگم با این اوصاف حرفی برای گفتن نمی مونه ولی دلم می سوزه (نه اینکه سکوت من ضربه ای اساسی به کتابداری میزنه؟!؟ دلم نمی آد سکوت کنم)

کتابخانه مدارس مهم ترین نقش رو از لحاظ فرهنگی و علمی بعد از کتابخانه های عمومی دارند ولی جالبه که خیلی از مدارس ما اصلا کتابخانه ندارند. 

خب،نتیجه کاملا روشنه ولی با این حال به چند مورد اشاره می کنم.

1- دانش آموزان ما برای تحقیقات کلاسی از اینترنت به صورت غیر حرفه ای استفاده می کنند. ( استفاده ی آماتور از اینترنت نه تنها مفید نیست، میتونه مضر هم باشه.)

2- کتاب کم کم از سیستم آموزش غیر درسی خارج می شه و در نتیجه سرانه ی مطالعه از فرش به زیر زمین میرسه. ( لازم به توضیح نیست که مطالعه در ایران هیچوقت به عرش نرسیده )

3- فرهنگ کپی رایت و احترام به ذکر منبع هیچگاه در کشور جا نخواهد افتاد ( استفاده از سایت های نامعتبر که خود اهمیتی به ذکر منبع نمیدهند نقش مهمی در رواج سرقت فرهنگی خواهند داشت )

4- حجم محتوا نسبت به حجم مطالب در درجه پایین تری از اهمیت قرار میگیرد.

5- یک موضع گیری نسبت به کتاب و کتابداری در بین عموم به وجود می آد.

6- ........................

نتبجه ی همه ی این موارد ضربه ایست فرهنگی و البته علمی به دانش آموزان و دانشجویان و در نهایت جامعه.

و حرف آخر اینکه می شه به راحتی و باکم کردن یکسری هزینه های بیجا و توجه بیشتر به هدر رفت ها در مدارس، کتابخانه ای هرچند کوچک تهیه کرد که مطمئنا بیش از هزینه راه اندازی مفید خواهد بود.

کتابخانه های غصبی

انقدر گفتم و تغییر ندیدم که دیگه خودمم دارم ناامید می شم، ولی نمیدونم چرا باز تکرار می کنم، راستش هرطور که می خوام با قضیه کنار بیام نمیشه. نمیتونم ببینم به ناحق جای مارو گرفتن. در حال حاضر ( آمار دقیق ندارم، اینکه می گم رو خودم باچشم خودم دیدم ) کتابخانه های زیادی مخصوصا دانشگاهی وجود دارند که کارمندانشان کتابدار متخصص نیست. این یه توهین بزرگ به کتابداری و دانش آموختگان این رشته ست.

اگر بخواهیم علت یابی کنیم، اولین سوالی که باید بپرسیم اینه که چرا کارشناسان رشته های دیگه براحتی میتونن برای ادامه تحصیل وارد رشته کتابداری بشن. مگه کارشناسان خودمون دوراز جون اینجورین که دیگران رو تو کارمون دخالت می دید؟؟؟

مسئله دوم این که چرا انقدر کار کتابداری رو ساده و بی ارزش تصور کردید که هرکس رو با هر حرفه ای کتابدار می شمارید؟ کتابداری اصولی کار ساده ای نیست که هرکسی از پس اون بربیاد. برعکس کار بسیار سخت و حرفه ای و حساسیه. هر متخصص یا غیر متخصصی، هرباسواد و بیسوادی برای بالا بردن سطح سواد و فرهنگ خودش محتاج کتابدار می باشد. این حرف نه شوخیه و نه بازار گرمی.

سوم باید به امکانات و جایگاه کتابداران پرداخت. کتابداران در کشورهای پیشرفته از جایگاه بالایی برخوردارند و براساس اطلاعاتی که از منابع معتبر شنیدم حقوق کتابداران در کشورهای چندین برابر کشور ماست. از حقوق و مزایا هم که بگذریم احترامی که در کشورهای پیشرفته به کتابداران میگذارند قابل مقایسه با کشور ما نیست.

اینها فقط تعدادی از مشکلات کتابداری بود ولی فکر می کنم 3تا از اصلی ترین مشکلات موجود بود.

متاسفانه کتابداران و دانشجویان کتابداری با از این دست مشکلات زیاد برخورد داشتند و دارند.

و در آخر 2 جمله تکراری؛

اول اینکه اقلا حالا که داریم از دیگران میخوریم خودزنی نکنیم؛

دوم اینکه بازهم مثل همیشه تحمل می کنیم و فقط میگیم امیدواریم شرایط بهتر بشه.


مدلارز

مدلارز نظام تجزیه و تحلیل و بازیابی آثار و نوشته های پزشکی است. کتابخانه ملی پزشکی آمریکا در سال 1897 مشغول نمایه سازی آثار و نوشته های پزشکی بود ولی تدوین فرمهای چاپی مشکلات بسیاری را در پی داشت. مدلارز برای ذخیره سازی آثار و نوشته های پزشکی جاری در پیکره های الکترونیکی به وجود آمد. این عمل باعث شد که با استفاده از کامپیوتر نمایه ها به فرمهای چاپی برای تدوین ایندکس مدیکوس با سرعت مطلوب انجام بگیرد. کاربرد و نصب مدلارز تغییرات و تحولات بسیاری را در امور کتابخانه ملی پزشکی موجب شد.در حال حاضر اطلاعات کتابشناختی پزشکی روز آمد در سراسر آمریکا به صورت پیوسته قابل بازیابی است و از مدلارز بین المللی حدود 14 کشور استفاده می کنند.

نظر نویسنده وبلاگ : میشه گفت مطلب بالا نیازی به توضیح تکمیلی نداره. اهمیتی که به کتابخانه و پیشرفت کتابخانه هایشان می دهند هم جالبه و هم واسه ما جای تاسف داره. بنظر قرن 19 برای امریکاییها قرن پیشرفت کتابداری و کتابخانه هاست. البته شاید بشه گسترده تر فکر کنیم. درواقع قرن 19 واسه جهان کتابداری قرن مهمیه. کتابخانه ها و سیستم های اطلاع رسانی که در این قرن ایجاد شده، مخصوصا در امریکا، برای دنیای علم و فرهنگ بسیار پراهمیت است.

من به شخصه حسرت امکاناتی که در اختیار دارند رو نمیخورم، بیشتر به اهمیتی که می دن احساس حسادت می کنم. پرواضحه که کتابداری رو شناختندو برای پیشرفتشون تلاش می کنند.

کتابخانه و موزه ملی ملک

حاج حسین آقا ملک ، موسس کتابخانه ، در سال 1292 هجری قمری بدنیا آمد. به علت علاقه ای که به مطالعه داشت بتدریج مجموعه ی نفیسی از کتب و رسالات جمع آوری کرد. این مجموعه در منزل اجدادی و محل تولد خود او در بازار بین الحرمین تبدیل به کتابخانه ی معتبر شد. در سال 1318 آن را به آستان قدس رضوی وقف کرد ولی تا زمانی که در قید حیات بود ( زمستان 1351 ) تمامی اختیارات مربوط به خرید کتب و اداره ی امور کتابخانه را خود او برعهده داشت. در سال 1342 فضاهایی شامل سه سالن مخزن و یک سالن مطالعه به وسعت 150 متر مربع در همان مکان برای کتابخانه ساخته شد. لکن به علت تنگی جا در سال 1364 عملیات ساختمانی در زمینی به مساحت 6هزار متر مربع در ضلع جنوبی وزارت امور خارجه آغاز شد. این ساختمان ده هزار متر مربع زیر بنا دارد که 5000 متر دیگر به موزه اختصاص دارد. کتابخانه به ساختمان جدید منتقل شد و در تاریخ 5/10/1376 رسما افتتاح شد. کتابخانه اکنون دارای 40 هزار جلد کتاب است که بیش از 18 هزار جلد آن را نسخ خطی بسیار نفیس که از دیرباز توسط خاندان ملک جمع آوری شده تشکیل می دهد. نسخ خطی کلا فهرست شده در ده جلد انتشار یافته است. این قسمت دارای واحد صحافی و مرمت است. از ویژگی های دیگر این کتابخانه موزه ملی ملک است که در طبقه همکف و در زیر زمین قرار دارد. در این موزه 12 تابلوی منحصر به فرد از کمال الملک و هنرمندان مشهور دوره قاجار وجود دارد. همچنین سکه های طلای دوره های گوناگون تاریخی آن جالب توجه است. از نفایس دیگر این موزه ، قلمدانها و تابلوهای رنگ و روغن ایتالیایی و مینیاتورهای ظریف و قطعاتی از ثلث نوشته ی بایسنقر میرزای تیموری و دستنوشته های رضا عباسی و عینک و عکس منسوب به حکیم حاج ملا هادی سبزواری و قباله ازدواج تقی خان امیرکبیر با خواهر ناصرالدین شاه قاجار و کلکسیون تمبر است. طبق مفاد وقف نامه کتابها به خارج امانت داده نمی شود. رده بندی کتابها دیویی است و کتابخانه بودجه مستقل دارد.

جدیت در کار یا برخورد

روابط عمومی بالا یکی از ملزومات کار کتابداریه ؛ همه می دونن که بخورد مناسب و با حوصله با مراجعه کننده از امتیازات یک کتابدار خوب می باشد، ولی نمیدونم چرا ما خیلی مسائل رو با هم اشتباه می گیریم؛ در واقع وظایف، مسئولیت ها و حتی روند اجرای امور رو جابجا می کنیم. ( سهوا یا عمدا بودن این قضیه رو نمیدونم)

نمونه اش در کتابخانه ها همین جدیتی که سرجای خودش استفاده نمیشه. میگن باید در کار جدیت داشته باشید و با مراجعه کننده با ملایمت و حوصله برخورد کنید ولی کتاب دارهای ما ( یادتون نره کتاب دار با کتابدار تفاوت داره) به علت مشغله های فکری و داشتن تعداد زیادی کتاب که مسئولیت سالم نگهداشتنشون را برعهده دارن این دو وظیفه رو جابجا انجام می دن؛ یعنی در انجام امور کتابخانه ای صبر و حوصله به خرج می دن و در مقابل،با مراجعه کننده با خشونت و جدیت برخورد میکنن. البته جای تشکر داره ها!؟! خوب که دقت کنیم می بینیم که این دوستان کارشون رو درست انجام می دن، فقط یه کم رفتارشون عقب و جلو شده.

جالب اینجاست که این خشونت زمانی که بفهمن مراجعه کننده همکار یا هم رشته خودشونه شدت می گیره.

باید روی رفتارمون کار کنیم. بنظرم از دوران تحصیل باید اهمیت این مسئله رو برای دانشجویان کتابداری روشن کنیم و کتابدار از همون موقع باید بدونه که پاسخ به هر نیاز مراجعه کننده وظیفه ی اصلی و اساسی اوست.

یادمون باشه کتابدار واقعی کسی ست که برای هر سوال و خواسته ای پاسخی داشته باشه و هیچ نیازی رو از مراجعه کننده بی نتیجه نذاره و این امر تنها با صبر و حوصله تحقق خواهد یافت.

کتابخانه ملی پزشکی آمریکا

در سال 1836 برای دفتر جوزف لاول که در بخش پزشکی ارتش آمریکا کار می کرد کتابخانه ای تاسیس شد. اولین بودجه خرید کتاب آن در سال 1836 معادل 150 دلار بود. در سال 1922 کتابخانه پزشکی ارتش نام گرفت و در سال 1952 نام آن کتابخانه به کتابخانه پزشکی نیروهای مسلح تغییر پیدا کرد و نهایتا در سال 1956 با نام جدید و به عنوان جزیی از وزارت بهداشت، آموزش و رفاه آمریکا شروع به کار کرد. این کتابخانه اکنون بزرگترین کتابخانه پژوهشی و تخصصی دنیاست. دارای بیش از یک و نیم میلیون جلد کتاب، مجله و رساله در مورد پزشکی و علوم وابسته به آن به 70 زبان دنیاست. همچنین 490000 جلد تاریخ پزشکی شامل نسخ خطی به اضافه ی 75000 عکس و مواد غیر چاپی به غنای مجموعه ی آن می افزاید. بیشتر مراجعان کتابخانه پزشکان، پژوهشگران و سایر افراد متخصص در پزشکی و علوم وابسته هستند. این افراد بیشتر از مجلات استفاده می کنند تا کتابها. حدود 90 درصد امانتهای بین المللی از مجلات است. کتابخانه در سال بیش از 225 هزار مورد مربوط به امانت بین المللی کتابخانه ای را جواب می دهد. در حال حاضر برای پاسخگویی در داخل ایالات متحده پولی دریافت نمیشود ولی از خارج دریافت می شود. سالن مطالعه برای متخصصان و دانشجویانی که در پزشکی و علوم وابسته کار می کنند رزرو می شود. کتابخانه در سال بیش از 30 هزار سوال مرجع را از طریق تلفن، نامه و مراجعه ی حضوری پاسخ می دهد. کتابخانه ملی پزشکی آمریکا همچنین از منابع خود فرمهای مختلف تکثیر از جمله چاپ، بزرگنمایی، ریزنمایی، اسلاید و غیره را در ازای دریافت هزینه تهییه می کند. بخشی از سالن مطالعه به مواد دیداری و شنیداری اختصاص دارد و به دستگاههای ویدئو ، میکروفیلم و میکروفیش خوان و دستگاه های صوتی مجهز است که دستیابی به سخت افزار و نرم افزار آن از طریق برگه دانهای مخصوص میسر است. سه اتاق دیداری و شنیداری به دستگاههای نمایش فیلم 8 و 16 میلیمتری مجهز است. کتابخانه به نظام بازیابی اطلاعات به وسیله کامپیوتر مجهز است که دسترسی پیوسته را به نظام MEDLINE میسر می سازد. به عنوان یکی از معتبرترین مراکز پزشکی کلیه کتابخانه های پزشکی و مراجعان مربوطه می توانند از طریق مدلاین پاسخ سوالات خود را دریافت دارند. مرکز پزشکی ایران توسط کامپیوتر با این کتابخانه تماس دارد. کتابخانه ملی پزشکی آمریکا دارای انتشاراتی در زمینه ی پزشکی است که اهم آنها عبارتند از :

index medicus

medical subject headings, mesh

bibliography of the history of medicine