از ماست که بر ماست

      -رسته شغلي كتابدار: دارا بودن دانشنامه كارشناسي و يا بالاتر در يكي از رشته هاي كتابداري ، علوم كتابداري واطلاع رساني، ‌الهيات و معارف اسلامي، ادبيات فارسي، تاريخ، امور فرهنگي و مديريت امور فرهنگي، برنامه ريزي امور فرهنگي و يا مدرك سطح دو و يا بالاتر علوم حوزوي.

          تبصره: در جذب نيروي انساني براي رشته شغلي كتابدار، دارندگان مدارك تحصيلي كارشناسي و بالاتر در رشته كتابداري در اولويت خواهند بود.

         -رسته شغلي كارشناس امور اداري: دارا بودن دانشنامه كارشناسي و يا بالاتر در يكي از رشته هاي، علوم اداري، مديريت دولتي، مديريت صنعتي، مديريت اجرايي، مديريت پرسنلي و مديريت اقتصادي در مقطع كارشناسي ، مديريت دولتي در مقطع كارشناسي ارشد با گرايش هاي منابع انساني ، مديريت تحول ، تشكيلات و روشها  و مديريت سيستم هاي اطلاعاتي و رشته هاي مهندسي صنايع، حقوق.

         -رسته شغلي كارشناس عمران: دارا بودن دانشنامه كارشناسي و يا بالاتر در يكي از رشته هاي مهندسي عمران (كليه گرايش ها) ، مهندسي راه وساختمان و مهندسي معماري.

متن بالا بخشی از آگهی استخدام نهاد کتابخانه های استان .......... میباشد.

هدف از اینکه این مطلب رو روی وبلاگم گذاشتم اطلاع رسانی نبود بلکه یه چیزی نظرم رو جلب کرد. یه مقدار که به متن بالا توجه کنید می بینید که برای رسته شغلی کتابدار افرادی با مدارکالهيات و معارف اسلامي، ادبيات فارسي، تاريخ، امور فرهنگي و مديريت امور فرهنگي، برنامه ريزي امور فرهنگي و يا مدرك سطح دو و يا بالاتر علوم حوزوي نیز میتونن شرکت کنند و فقط این لطف رو در حق کتابداران کردند که در الویت باشند که البته این الویت هم معلوم نیست که تا چه حده؟!؟و اما برای قسمت عمرانی و اداری کتابداران هیچ جایی ندارند؛

اگه عمران نیاز به تخصص داره کتابداری هم نیاز به تخصص داره. واقعا نمیتونم این موضوع رو درک کنم که چرا کتابداری رو تخصص نمیبینند. والا لیسانس کتابداری هم مثل سایر رشته ها 8 ترم داره و ما هم مثل سایر لیسانسه ها 4 سال درس خوندیم، خاله بازی که نکردیم؟!؟حالا عمران هیچ، قسمت اداری که میتونیم باشیم.

چطور لیسانسه های ادبیات و تاریخ و امور فرهنگی و....... میتونن کتابدار بشن، ما نمیتونیم در امور اداری باشیم؟؟؟؟

هیچی دیگه، با این وضعیت به این نتیجه می رسیم که کتابداران گذشته از کتابداری که اون رو هم هرکسی میتونه انجام بده افرادی ناکارآمد هستند که هیچ جا جاشون نیست. واقعا افتضاحه؛پس فارغ التحصیلان کتابداری به چه دردی میخورند؟؟4سال دروس تخصصی رو بگذرونیم که چی بشه؟ اگه کارایی نداره کلا رشته کتابداری رو حذف کنند ما هم میریم مدیریت می خونیم که بعد بشیم کتاب دار.


کتابخانه ی مدارس

نمی دونم چرا اصلا علاقه ای به پایه ریزی نداریم. برای لحظاتی از درس و کتابداری جدا بشیم؛ کمی فکر کنیم میبینیم هیچوقت نتونستیم یا شاید بهتره بگم نخواستیم از پایه شروع کنیم؛ ورزش، فرهنگ، حتی مسائل مذهبی هیچ برنامه ریزی و پایه و اساسی رو نمیشه درشان مشاهده کرد.

خب برگردیم سر بحث تخصصمیون؛ با این وضعیت هیچ انتظاری نمیره که به کتابخانه ی مدارس اهمیت داده بشه؛ درواقع کاملا طبیعیه که کتابخانه های مدارس اصلا به چشم نیایند و بود و نبودشون اهمیتی نداشته باشه. دوستدارم بگم با این اوصاف حرفی برای گفتن نمی مونه ولی دلم می سوزه (نه اینکه سکوت من ضربه ای اساسی به کتابداری میزنه؟!؟ دلم نمی آد سکوت کنم)

کتابخانه مدارس مهم ترین نقش رو از لحاظ فرهنگی و علمی بعد از کتابخانه های عمومی دارند ولی جالبه که خیلی از مدارس ما اصلا کتابخانه ندارند. 

خب،نتیجه کاملا روشنه ولی با این حال به چند مورد اشاره می کنم.

1- دانش آموزان ما برای تحقیقات کلاسی از اینترنت به صورت غیر حرفه ای استفاده می کنند. ( استفاده ی آماتور از اینترنت نه تنها مفید نیست، میتونه مضر هم باشه.)

2- کتاب کم کم از سیستم آموزش غیر درسی خارج می شه و در نتیجه سرانه ی مطالعه از فرش به زیر زمین میرسه. ( لازم به توضیح نیست که مطالعه در ایران هیچوقت به عرش نرسیده )

3- فرهنگ کپی رایت و احترام به ذکر منبع هیچگاه در کشور جا نخواهد افتاد ( استفاده از سایت های نامعتبر که خود اهمیتی به ذکر منبع نمیدهند نقش مهمی در رواج سرقت فرهنگی خواهند داشت )

4- حجم محتوا نسبت به حجم مطالب در درجه پایین تری از اهمیت قرار میگیرد.

5- یک موضع گیری نسبت به کتاب و کتابداری در بین عموم به وجود می آد.

6- ........................

نتبجه ی همه ی این موارد ضربه ایست فرهنگی و البته علمی به دانش آموزان و دانشجویان و در نهایت جامعه.

و حرف آخر اینکه می شه به راحتی و باکم کردن یکسری هزینه های بیجا و توجه بیشتر به هدر رفت ها در مدارس، کتابخانه ای هرچند کوچک تهیه کرد که مطمئنا بیش از هزینه راه اندازی مفید خواهد بود.