از این پس از طریق آدرس زیر می توانید به "دیدگاهی نو بر کتابداری" دسترسی داشته باشید:

ir.بلاگ.www.newlib

دسترسی کامل به کتابخانه های عمومی

علاقه مندان به کتاب می توانند از طریق آدرس زیر به وبلاگ کتابخانه عمومی حجت الاسلام میرجعفری وارد شده و از امکانات این وبلاگ، از جمله ثبت نام آنلاین در کتابخانه های عمومی، جستجو در کتابخانه های عمومی، تازه های کتاب و معرفی و نقد کتاب استفاده نمایید.
متاسفانه بلاگفا امکان قرار دادن آدرس به صورت صحیح رو نمیده.

.ir.بلاگ.www.mirjafaripl

بلاگ = blog

یه وقتایی هست آدم احساس میکنه مهم شده و یجورایی از دماغ فیل افتاده؛ مثل روز تولدو....

 این هفته کتاب و البته روز کتابدار ازون وقتاس. وقتی در خبرها گزارش مراسم تجلیل ازخدمتگذاران  عرصه کتاب رو پخش می کنن، احساس می کنیم ماهم؛ بله دیگه...

  هرکی ندونه خودمون که می دونیم هفته کتاب بیش از رشته های ادبیات و جامعه شناسی، با کتابداری مرتبطه. کمه کمش اینه که اطرافیانمون در جریانن که کتابدار هستیم و وقتی از رسانه ها اسم هفته کتاب و روز کتابدار رو می شنون بهمون تبریک می گن؛ در نتیجه جا داره بنده هم تبریک بگم:

 

"روز کتابدار و هفته کتاب و کتابخوانی رو ابتدا به همه خدمتگذاران عرصه کتاب و بعد به دوستداران کتاب و البته فرهنگ صمیمانه تبریک می گم."

برای تمامی کتابداران، دانشجویان و اساتید کتابداری (علم اطلاعات و دانش شناسی) آرزوی موفقیت دائمی دارم.

کتابخانه سلطنتی دانمارک

این کتابخانه در واقع کتابخانه ملی دانمارک کتابخانه دانشگاهی دانمارک و موزه کتاب و نشر دانمارک است. دانشگاه دانمارک در سال ۱۴۸۲ تاسیس شد. در سال ۱۶۵۳ فردریک سوم کتابخانه سلطنتی را تاسیس کرد و در سال ۱۶۷۳ به ساختمان جدیدی منتقل شد که اکنون سازمان اسناد ملی است. در سال ۱۷۲۸ کتابخانه دانشگاه در آتش سوزی دانمارک از بین رفت. در سال ۱۷۹۳ کتابخانه سلطنتی به روی عموم باز شد. در سال ۱۹۴۳ دفتر ریاست کتابخانه ملی در کتابخانه سلطنتی تاسیس شد. در سال ۱۹۰۶ ساختمان فعلی کتابخانه سلونتی افتتاح شد. از سال ۱۹۹۰ کتابخانه سلطنتی در چهار بخش مهم فعالیت می کند :

۱. بخش کتابخانه ملی ۲. بخش کتابخانه دانشگاه ۳. بخش خدمات عمومی ۴. بخش موزه.

به این چهار بخش باید بخش خدمات عمومی و تکنولوژی را هم اضافه کرد. این کتابخانه از سال ۱۶۹۷ به منزله کتابخانه واسپاری عمل می کند و دارای کامل ترین مجموعه مربوط به دانمارک است، که آثار ترجمه شده از دانمارکی به زبان های دیگر و نسخ خطی، نقشه، عکس، نت موسیقی و امثال آن ها را هم در بر می گیرد. همچنین صاحب مجموعه کاملی از کتابهای مربوط به دانمارک است. این کتابخانه دارای مجموعه ای بالغ بر ۳،۵۰۰،۰۰۰ کتاب و ۱۵۵ هزار نسخه خطی، ۲،۳۸۰،۰۰۰ نت موسیقی، ۱۷۶ هزار میکروفرم، ۶ هزار مواد دیداری و شنیداری، ۲۵۰ هزار نقشه و ۴ هزار جزوه است. دارای چهار شعبه در نقاط مختلف کپنهاگ است. در سال ۱۹۹۰ دارای ۳۰۵ کارمند بوده که ۱۴۳ نفر آن کتابدار متخصص بودند.

وبسایت : http://www.kb.dk/en

دانشنامه کتابداری و اطلاع رسانی

مالکیت فکری

حقوق مالکیت فکری به حقوقی گفته می‌شود که به صاحبان آن حق بهره‌وری از فعالیت‌های فکری و ابتکاری انسان را می‌دهد و ارزش اقتصادی و قابلیت دادوستد دارد ولی موضوع آن شیء معین مادی نیست. در واقع مالکیت فکری هر اثری را که حاصل ایده و فکر بدیع پدیدآورنده آن باشد،با هر شکل و موضوعی، را در بر می گیرد. مالکیت فکری حقوق مادی و معنوی برای پدیدآورندگان و تولیدکنندگان قائل می باشد به طوری که استفاده از درآمدها و به طور کلی هرگونه استفاده مادی از اثر را حق پدیدآورنده آن می داند و از این حق طی قوانینی حمایت می کند. در زمینه معنوی نیز استفاده از اثر را تنها با نام و رضایت پدیدآورنده مجاز می شمارند.

مالکیت فکری به دو بخش مالکیت صنعتی، و ادبی هنری تقسیم می شود. مالکیت صنعتی، همانطور که از عنوان آن نیز به نظر می آید، شامل حق اختراع، حق ثبت و حتی نام محصول، فعالیت یا مرکز تجاری نیز می باشد. مالکیت ادلی و هنری، هر اطلاعاتی را که برای بار اول به وجود آمده باشد، با هر شکل و موضوعی را در بر می گیرد. همانطور که مشخص است اطلاعات طیف وسیعی دارد و موضوع و شکل ثبت آن تغییری در نحوه حمایت از آن ایجاد نمی کند. در واقع آنچه اهمیت دارد، ثبت اطلاعات (اطلاعاتی که تنها در ذهن پدیدآور باشد مشمول قوانین حمایتی نمی شود) و بدیع بودن آن است.

حمایت از دارایی های فکری کمک می کند تا پدیدآورندگان و تولیدکنندگان این آثار، چه ر بخش صنعت و چه در بخش ادبی و هنری، با خیالی آسوده اقدام به نوآوری در زمینه فعالیت خود کرده و (در صورت اجرای صحیح قوانین) هیچگونه نگرانی بابت سرقت فکری خود نداشته باشند، چراکه هرگونه استفاده از فکر دیگران منوط بر رضایت شخص متفکر،مبدع و مخترع می باشد.

ضعف آموزشی بلای جان کتابداران

کتابداری علم و رشته ای ناشناخته از نظر عموم و ناکارآمد از نظر از نظر تحصیل کرده های آن می باشد.

بارها در این وبلاگ درباره دلایل انگشت شمار ولی تاثیر گذار ضعف این رشته و فارغ التحصیلان آن بحث شده. نه اینکه خودم رو یک کتابدار علمی و کامل بدونم؛نه! درواقع مباحثی که مطرح میشه با اکثریت کتابداران از جمله شخص بنده ارتباط داره. اما آنچه بیش از همه به کتابداری ضربه می زنه ضعف در سیستم آموزش می باشد.

با توجه به دروس تخصصی کتابداری، نمیشه ماهیت آن را ضعیف دانست، در نتیجه این ضعف آموزش است که سبب کاهش سواد اطلاعاتی و تخصصی کتابداران میشه. دروسی مرتبط با اینترنت و فن آوری های روز که قطع به یقین مورد نیاز کتابداران خواهد بود و یا تدریس زبان خارجه غیر از زبان انگلیسی، این رشته را از سایر رشته ها متمایز ساخته. اگر دروس مذکور با سرفصل مناسب و شکل صحیح تدریس شوند و البته دانشجویان نیز پیگیر آموزش باشند، جای هیچ شک نیست که فارغ التحصیلان کتابداری جزو با سوادترین اقشار دانشگاهی خواهندشد. دراین صورت است که کتابداری به جایگاه واقعی خود که همان علم اطلاعات و دانش شناسی است خواهد رسید و کتابداران اطلاع رسانان واقعی خواهند شد. متاسفانه در حال حاضر بسیاری از فارغ التحصیلان و دانشجویان کتابداری، تنها برای گرفتن مدرک دانشگاهی، این رشته رو انتخاب می کنند که این افراد که تعداد آنها چندان کم نیست انگیزه ی معدود دانشجویان علاقه مند به کتابداری را هم از بین می برند و در نتیجه سطح علمی کلاس ها به طور چشمگیری کاهش می یابد. همه ی این عوامل دست به دست هم داده و فارغ التحصیلان کتابداری را به لحاظ علمی در درجه ی پایینی قرار داده که این امر حضور فارغ التحصیلان سایر رشته ها را به عنوان متصدی کتابخانه (این افراد را نمیتوان کتابدار نامید) به دنبال خواهد داشت؛ چرا که نشستن روی صندلی کتابدار تنها برای چیدن و مراقبت از کتب و دریافت کارت عضویت مطمئنا نیاز به دو تا چهارسال آموزش دانشگاهی نداره و هر شخصی با هر تحصیلاتی می تواند به خوبی از پس این وظیفه برآید. آنچه وظیفه کتابدار است از هرچیز مهمتر کتابشناسی و علم شناسی است که متاسفانه ما نه کتابشناسیم نه علم شناس در نتیجه راهی جز تقسیم وظایفمان با افراد بدون تخصص کتابداری نداریم.

  شاید اگر بخواهیم واقع گرا باشیم، در حال حاضر ما هیچیم؛ ولی میتونیم هیج نمونیم.

حق مولف در ایران

هرچند اولین قانون حمایت از حقوق مولف در ایران به ۱۳۱۰ بر می گرده، اما حمایت از مالکیت معنوی در چارچوب قوانین و مقررات اختصاصی و مدون با وضع قانون "حمایت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان" در سا ل ۱۳۴۸ به طور رسمی آغاز شد. این قانون در ۳۳ ماده وضع شده که به تعریف اثر، پدیدآورنده و همچنین مدت و شرایط حمایت از اثر و پدیدآورنده پرداخته است. لازم به ذکره که  این قانون همچنان هم  پا بر جاست و تنها در سال ۱۳۸۹ تغییراتی در ماده ۱۲ آن صورت گرفت. این ماده بیانگر مدت بهره برداری از حقوق مادی پدیدآورنده اثر می باشد که با توجه به اصلاحیه صورت گرفته این مدت از ۳۰ سال به ۵۰ سال افزایش یافت (حق مادی پدیدآور بر اساس وصیت یا وراثت قابل انتقال می باشد). میتوان گفت این قانون آنقدر جامعیت داشته که همچنان به آن استناد می شه ولی آنچه بدیهیست اینست که قوانین حمایتی به خوبی اجرا نمی شوند و پدیدآورندگان برای حفظ حقوق مادی و معنوی آثارشان باید دست به دامن خواهش و تمنا از استفاده کنندگان شوند. در چنین شرایطی هرنوع اثر تولیدی به راحتی توسط سودجویان و البته فقرای فرهنگی سرقت میشه سرمایه گذاری در تولید آثار علمی، فرهنگی، ادبی و هنری رو با مشکل روبرو می کنه.

در سال ۱۳۷۹ نیز قانون حمایت از حقوق پدیدآورندگان نرم افزارهای رایانه ای در ۱۷ ماده به تصویب رسید. همچنین در مهرماه ۱۳۸۰ لایحه پیوستن ایران به کنوانسیون سازمان جهانی مالکیت معنوی در مجلس شورای اسلامی تصویب و به تایید شورای نگهبان رسید و در آذرماه همان سال اجازه تودیع سند پیوستن ایران به این کنوانسیون از سوی سید محمد خاتمی رئیس جمهور وقت صادر شد و ایران در اسفند ۱۳۸۰ عضو این سازمان شد.

 در کل ایران به غیر از سازمان جهانی مالکیت معنوی عضو هیچ یک از کنوانسیون ها و موافقتنامه های بین المللی در زمینه کپی رایت نمی باشد و در سازمان تجارت جهانی نیز تنها ناظر است. بدین ترتیب آثار پدیدآورندگان ایرانی در سایر کشورها تحت حمایت نمی باشد و در صورت نیاز به ثبت هرگونه مالکیت معنوی پدیدآورنده باید شخصا اقدام به ثبت کپی رایت نماید.

اين وبلاگ يه وبلاگ علمي ست ولي راستش نميتونم از پيروزي تيم واليبال ايران برابر ايتاليا به اين راحتي بگذرم. جا داره اين برد واقعا ارزشمند رو به تمام ايرانيا تبريك بگم. البته ما انتظار داشتيم صدا و سيما هم ارزش كار بزرگ بچه هاي تيم واليبال و پيروزي بر يكي از بهترين تيم هاي جهان رو درك كنه و حداقل به اندازه تيم فوتبالمون كه تا اندازه اي با شانس به جام جهاني راه يافت، واليبالي ها رو هم تحويل بگيره.

نشر الکترونیک زیر پتک ضعف فرهنگی و اقتصادی

نشر الکترونیک به فرایند تولید و انتشار اطلاعات (اثر) از طریق ابزارهای الکترونیکی گفته می شود و شامل کتاب الکترونیکی، خبرنامه الکترونیکی، لوح‌های چند رسانه‌ای، نشریات الکترونیکی، سیستم تابلو اعلانات الکترونیک یا BBS  گروههای بحث و سوال و جواب در اینترنت و ... می‌شود. در این نوع نشر نویسنده می‌تواند ناشر هم باشد  (.ويكي پديا). با توجه به قابليت ها و امكانات بسياري كه نشر الکترونیک دارد، روز به روز شاهد گسترش و افزایش تقاضا برای این نوع نشر می باشیم. اما با اين حال حتي در توسعه يافته ترين كشورهاي جهان نيز اطلاعات الکترونیک نتوانسته با قدمت چندصد ساله كتاب چاپي رقابت كند و البته در قياس به كتاب چندان هم با اقبال عمومي مواجه نشده هرچند كه نمي توان منكر قابليت هاي اين نوع نشر و اهميت آن در توليد اطلاعات شد.

نشر الکترونیک در ایران وضعیت متفاوتی دارد و با مشکلات خاص خود مواجه است. از طرفی حتي با وجود گراني كاغذ و وضعیت نامناسب اقتصادی مردم، توفيق چنداني نيافته و از طرف دیگر شاید بشه گفت درصد بالایی از کتابخوان های کشور کتابهای الکترونیک را نمیشناسند و البته مطالعه کتابهای چاپی را همچنان ترجیح می دهند. در واقع هنوز تعريف درستي از اين نوع نشر دركشور وجود ندارد و بسیاری از کتابها به صورت غیر اصولی الکترونیکی می شوند . به گفته دكتر عليپور حافظي، مهمترين اشتباه كتابخانه ها در زمينه گسترش نشر الكترونيك، اسكن كردن منابع و ارايه تمام متن آثار بدون رعايت حق مولف مي باشد. در واقع ارايه فولتكس منابع، منافع مالي ناشر و نويسنده را به خطر مي اندازد. كتابخانه بايد آثار نويسندگان را معرفي و تنها در ازاي دريافت مبلغي متن كامل را ارائه دهد. گسترش استفاده از منابع ديجيتال و حركت به سمت استفاده از نشر الكترونيك بايد همزمان در سه بخش كتابخانه اي، انتشارات و تربيت كاربر الكترونيكي دنبال شود (خبرگزاري كتاب ايران). مهمترين چالش در این زمینه رعايت نكردن قانون كپي رايت می باشد که ناشران و تولیدکنندگان اطلاعات الکترونیک را با مشکل مواجه می کند. بدین ترتیب بسیاری از تولیدکنندگان و ناشران که ممکن است با سرقت اطلاعاتی و ادبی مواجه شوند حاضر به سرمایه گذاری در نشر الکترونیک نخواهند بود چراکه جبران هزینه های تولید با وضع موجود حتی برای بخش دولتی نیز دشوار خواهد بود.

به هر حال پررنگتر شدن نقش نشر الکترونیک در تولید اطلاعات اجتناب ناپذیر خواهد بود و نباید اجازه دهیم این نشر نوین زیر بار سنگین ضعف فرهنگی و اقتصادی متضرر شود و باید زیرساخت های مناسب را برای رونق بخشیدن به این شکل از نشر فراهم کنیم.

مارک چیست؟

مارك يا فهرستنويسي ماشين‌خوان ، نظام برچسب‌گذاري عناصر كتابشناختي براي ذخيره الكترونيك است و با استفاده از آن مي‌توان داده‌هاي موجود در يك فهرستبرگه را به‌گونه‌اي آماده ساخت كه برنامه موجود در رايانه بتواند همه آنها را بخواند و برابر دستور بر روي هر داده عمل كند.

تاريخچه. پيشينه مارك از اواخر دهه 1950 آغاز مي‌شود، يعني زماني كه در كتابخانه كنگره امريكا امكان تهيه داده‌هاي فهرستنويسي به شكل ماشين‌خوان مورد بررسي قرار گرفت. تلاش‌هايي كه در اين زمينه انجام شد سرانجام به تهيه فرمت مقدماتي منجر شد كه ماركِ يك نام گرفت. مارك يك، پس از هشت ماه آزمايش در شانزده كتابخانه كه نماينده انواع كتابخانه‌هاي امريكا بودند و با بهره‌گيري از همكاري نمايندگان كتابخانه ملي بريتانيا، در ژانويه 1968 با عنوان >فرمت مارك دو:فرمت تبادل داده‌هاي كتابشناختيانتشار يافت.  

نسخه مقدماتي فرمت مارك دو متعلق به كتابخانه ملي بريتانيا، كه كار بر روي آن تقريبآ همزمان با مارك دو كتابخانه كنگره آغاز شده بود، در ژوئن 1968 بانام >طرح‌هاي خدماتي ركورد مارك منتشر شد. كتاب>خصوصيات مارك دو كتابخانه ملي بريتانيا  مدتي بعد، يعني مارس 1969، به چاپ رسيد.

 

مارك كتابخانه ملي بريتانيا كه بعدها به‌نام مارك انگلستان شهرت يافت، از همان آغاز، مسيري جدا از مارك كتابخانه كنگره، كه بعدها بيشتر مارك امريكا  ناميده شد، در پيش گرفت. از جمله مهم‌ترين عواملي كه بر اين جدايي تأثير گذاشت، تفاوت ميان ويرايش‌هاي بريتانيايي و امريكايي قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن بود. عامل مهم ديگر، كاربرد متفاوت اين دو مارك بود: مارك امريكا در مرحله نخست، براي تهيه رايانه‌اي فهرستبرگه‌هاي كتابخانه كنگره به‌صورت فهرستگان ملي (ان.يو.سي.)  طراحي شد، در حالي كه مارك انگلستان براي توليد رايانه‌اي كتابشناسي ملي بريتانيا (بي.ان.بي.) ساخته شد.

 

فرمت‌هاي ملي كه بعد از اين دو فرمت ساخته شدند هر يك به دلايلي برمبناي يكي از دو فرمت فوق طراحي شدند. مثلا فرمت‌هاي مارك كانادا در 1974؛ مارك فرانسه، به نام اينترمارك ، در 1974؛ و مارك اسپانيايي؛ به‌نام ايبرمارك، در 1976؛ از جمله فرمت‌هايي بودند كه بر پايه مارك امريكا ساخته شدند. از سوي ديگر، مارك استراليا در 1973؛ مارك تايلند  در 1976؛ مارك ايتاليا، به نام آنا مارك ، در 1977؛ و مارك سنگاپور، به‌نام سينگ مارك، در 1979 از فرمت‌هايي بودند كه برپايه مارك انگلستان ساخته شدند.

هنگامي كه در 1977 فرمت مارك جهاني به‌نام يوني‌مارك، به‌عنوان راه حلي براي مشكل فرمت‌هاي متفاوت (كه امكان تبادل رايانه‌اي داده‌ها را دشوار ساخته بودند) توسط مهار جهاني كتابشناختي و برنامه مارك بين‌المللي ايفلا پديد آمد، تحولي در ساخت فرمت‌هاي مارك ايجاد شد. با پيدايش يوني مارك، شماري از فرمت‌هاي بعدي به سوي اين مارك نوين گرايش يافتند. فرمت‌هايي مانند مارك افريقاي جنوبي، به‌نام سامارك،در 1980؛ مارك ژاپن  در 1981؛ مارك تايوان، به نام مارك چيني ، در 1981؛ و مارك كرواسي در 1989، جزء نخستين فرمت‌هايي بودند كه برپايه يوني‌مارك طراحي شدند. كشورهاي ديگر از جمله ايتاليا، فرانسه، هند، و يونان نيز به‌زودي به اين گروه پيوستند. آمار نشان مي‌دهد كه تا 1994، بيست كشور به‌طرق گوناگون از فرمت يوني مارك استفاده مي‌كرده‌اند. تا 1999 نيز، حداقل 51 مؤسسه در 41 كشور، براي پردازش يا تبادل داده‌ها از يوني‌مارك استفاده مي‌كردند.

اكنون دو گرايش در روند توليد مارك‌ها به‌چشم مي‌خورد: گرايش اول، طراحي فرمت‌هاي ملي برمبناي يكي از دو فرمت يوني‌مارك و مارك امريكا؛ زيرا مارك انگلستان، به‌دلايلي، از اين نقطه‌نظر كمتر مورداستفاده قرار مي‌گيرد. گرايش دوم، روند روبه‌افزايش تلاش براي يكسان‌سازي هرچه بيشتر فرمت‌هاست؛ زيرا هرچه تفاوت‌هاي موجود ميان فرمت‌هاي مختلف كمتر شود امكان تبادل رايانه‌اي داده‌هاي فهرستنويسي و كتابشناختي بيشتر مي‌شود. از جمله اين تلاش‌ها مي‌توان به ديدار نمايندگاني از كتابخانه كنگره امريكا و كتابخانه بريتانيا در 1994 اشاره كرد كه با هدف هماهنگ‌سازي و ساده‌سازي دو فرمت مارك امريكا و مارك انگلستان، در راستاي افزايش سازگاري ميان دو فرمت، انجام گرفت.

مارك ايران. نخستين بررسي‌ها بر روي فرمت مارك ايران را نگارنده در قالب رساله دكتراي خود در 1946 انجام داد و در آن فرمت يوني‌مارك به‌عنوان مبناي گسترش مارك ايران پيشنهاد شد .

كتابخانه ملي ايران سه سال پس از آغاز فهرستنويسي رايانه‌اي در 1376 طرحي را در مورد "مارك ايران" به شوراي پژوهش‌هاي علمي كشور پيشنهاد كرد. كتابخانه ملي در فروردين 1377 كميته ملي مارك ايران را تشكيل داد و مارك جهاني را براي ايران برگزيد و آن را با نيازهاي فهرستنويسي كتاب‌هاي فارسي و عربي برمبناي تجربيات كتابخانه ملي منطبق كرد. مارك ايران فرمتي است براي ذخيره، بازيابي، و تبادل اطلاعات كتابشناختي كه برمبناي استانداردهاي
بين‌المللي توصيف كتابشناسي (آي.اس.بي.دي.) و با درنظر گرفتن ويژگي‌هاي فهرستنويسي فارسي بر اساس فرمت يوني مارك طراحي شده است.

دستنامه مارك ايران به‌عنوان نخستين تجربه كتابخانه ملي فقط براي تك‌نگاشت‌ها تهيه شده است و پيايندها، مواد ديداري و شنيداري، مواد جغرافيايي، و فايل‌هاي رايانه‌اي را دربرنمي‌گيرد.

(برگرفته از دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی)