دردهای هفته کتاب و کتابخوانی

ابتدا لازمه قبل از هرچیز هفته ی کتاب رو به همه ی کتابدوستان، مخصوصا کتابداران عزیز تبریک بگم. امیدوارم جهت یابیامون برای پیدا کردن مسیری که سرانه ی مطالعه رو بالا ببریم درست باشه.

تواین هفته یه سوالی ذهن هر کتابداری رو به خودش مشغول میکنه و اون اینکه این هفته واقعا هیچ ارتباطی به کتابداران نداره که اسمی ازشون برده نمیشه؟ تاجاییکه ما میدونیم کتابداران متولیان اصلی کتابخوانی هستند نه کارشناسان روانشناسی و ادبیات و روابط عمومی و..... چرا در هفته ای که به نام کتاب و کتابخوانی میباشد هیچگونه خبری از همایش یا گردهمایی با حضور کتابداران در بخش های خبری اعلام نمیشه. یعنی کتابداران هیچ در این هفته هیچ فعالیت مرتبطی ندارند؟؟؟

این سوالات که فقط مربوط به هفته کتاب بود (البته این سوالات زمانی به وجود میاد که به جایگاه کتابداری اهمیت بدی!!!) ولی تاحالا فکر کردید چرا در دیدارهایی که دانشجویان با رهبری و مسئولین دارند اسمی از رشته کتابداری و کتابداران نمیاد؟

یا سوال کلی تر اینکه اصلا اینهمه فارغ التحصیل کتابداری کجا میرن که هیچ خبری ازشون نیست و اصلا به چشم نمیان.

بقول خیلی از دوستان این حرفا و انتقادات بسیار بیان شده و همه منتظر عمل هستند ولی عمل با چه پشتوانه ای؟ به پشتوانه ی مدیر کل نهاد کتابخانه ها که به بهانه های مختلف دُرّ و گوهر از زبان ایشان نصیب کتابداران میشه؟؟ به پشتوانه ی مدیری که کتابداری رو اصلا حرفه نمیدونه و نظریه ای در حد نظریات داروین در مورد کتابدار شدن میده؟؟؟ به پشتوانه مسئولین فرهنگی که در گزارشاتشان آماری ناامید کننده از نشر و مطالعه و محتوای کتابها می دهند ولی این آمارها در همان همایشات خاک میشه و هیچ تلاشی برای بهبود وضعیت نمیشه.

با این اوصاف از یه کتابدار ساده یا دانشجوی کتابداری چه انتظاری میره؟هرچند که اعتقاد دارم با همین اوضاع و احوال هم میشه کاری کرد تلنگری به مسئولین زد.

فکر میکنم یکی از بزرگترین مشکلاتی که سد راه کتابدارن است اعتماد به نفس پایین و نداشتن شناخت کافی از کتابداری و ظرفیت های این رشته میباشد. تا زمانی که خودمون خودمون رو قبول نداشته باشیم و از جایگاهمون راضی باشیم و اعتقادی به پیشرفت نداشته باشیم اوضاع بهتر که نمیشه ، بدتر هم خواهد شد.

همچنان به پیشرفت کتابداری در کشورمون امید خواهیم داشت.

کتابخانه ملی فرانسه

هسته اصلی کتابخانه را مجموعه شارل پنجم تشکیل میدهد که در سال 1368 کتابخانه ای اختصاصی شامل 917 نسخه ی خطی در یکی از تالارهای ساختمان لوور برای خود دایر کرد. در زمان لویی یازدهم تعدادی نسخه خطی و کتابهای چاپی مصادره شده به آن افزوده شد. شارل هشتم و لوئی دوازدهم نیز به توسعه آن پرداختند و محل کتابخانه با تغییر محل اقامت پادشاهان از قصری به قصر دیگر تغییر می کرد. در سال 1523 سرپرستی کتابخانه به " گیوم بوده " دانشمند مشهور علوم انسانی واگذار گردید و محل آن در قصر فونتن بلو تثبیت گردید. در سال 1537 قانون واسپاری به تصویب رسید. معذلک در سال 1622 کل مجموعه چاپی و خطی کتابخانه فقط 4712 جلد بود. در سال 1692 درهای آن به روی عموم گشوده شد و در سال 1789 کتابخانه سلطنتی رسما به نام کتابخانه ملی نامیده شد.همزمان با انقلاب کبیر فرانسه خدمات کتابخانه برای مدتی متوقف شد و قانون واسپاری برای مدت سه سال متوقف ماند ولی مجموعه آن با دریافت بیش از 250 هزار کتاب، 14 هزار نسخه خطی و 85 هزار مهر مصادره شده از اموال خاندان سلطنتی و اشراف و خارجیان غنای بیشتری یافت. محل قطعی کتابخانه نیز در شهر پاریس در خیابان ریشولیو معین شد. در سالهای 1932 و 1954 و 1971 اجبارا سه ساختمان جدید در شهر ورسای برای کتابخانه ساخته شد. معذلک گسترش روزافزون مجموعه های متنوع، حفاظت و نگهداری و ارائه خدمات جاری را به مخاطره انداخته بود. در نتیجه در سال 1988 دولت فرانسه تصمیم گرفت ساختمان جدیدی برای کتابخانه ملی احداث کند. طرح ساختمان به مسابقه ی بین المللی گذاشته شد. طرح دومینیک پرو برنده شد. ساختمان جدید در سال 1995 پایان پذیرفت. این ساختمان دارای 290 هزار متر مربع زیر بنا است. از یک محوطه مرکزی و چهار برج به شکل کتاب باز به ارتفاع 80 متر که عمدتا مخازن را در بر میگیرد تشکیل شده است. این ساختمان فضای معادل 395 کیلومتر مخزن کتاب و تعداد 3600 محل مطالعه دارد. ساختمان ریشولیو به دلیل اهمیت تاریخی برای حفظ و نگهداری مجموعه های ویژه کماکان به عنوان بخشی از کتابخانه ملی فرانسه باقی خواهد ماند. مجموعه ی قابل دسترسی در پایان سال 1997 در ساختمان جدید به قرار زیر است.

- منابع چاپی، قفسه باز 400هزار جلد، مخازن بسته 10 میلیون جلد.

- مجلات و ادواری ها 350 هزار جلد ( که 8500 عنوان آن به زبان خارجی است )

- 123 هزار میکروفیلم و یک میلیون و چهارصد هزار میکروفیش

- 100 هزار عنوان دیجیتال شده

- 70 هزار ساعت فیلم یا تصویر متحرک

- 300 هزار عدد عکس

- 440 هزار ساعت مدارک شنیداری

مرکز بین المللی اطلاعات حق مولف

مقر آن در اداره مرکزی یونسکو در پاریس است و در شانزدهمین جلسه یونسکو در سال 1970 به تصویب رسید.

اهداف آن به قرار زیر است:

- جمع آوری اطلاعات مربوط به حق مولف کتابها که برای کشورهای در حال توسعه سودمند و تا حد امکان مفید باشد.

- آگاه کردن کشورهای در حال توسعه از حقوقی که به دارندگان حق مولف واگذار شده است.

- کمک در تهیه الگوی ساده ی قرارداد برای ترجمه ، تجدید چاپ و موارد دیگری که کشورهای درحال توسعه نیاز دارند.

- پیدا کردن راهها و روشهای برای حفظ حق مولف و حقوق دیگر به علاوه یافتن شیوه هایی برای پرداخت حقوق مطالبه شده در کشورهایی که با کمبود ارز روبه رو هستند.

- تشویق در تنظیم و انتشار آثاری که به خصوص فنی و آموزشی هستند.

- تشویق در به وجود آوردن مرکز ملی اطلاعات حق مولف هم در کشورهای پیشرفته و هم درکشورهای در حال توسعه و ایجاد ارتباط بین آن دو.

- همکاری ومشاوره با کشورهای در حال توسعه در ایجاد سازمانهایی برای آموزش و دوره هایی برای مترجمین و تمام جنبه های صنعت نشر، برای حفظ و نگهداری اعضا و تجهیزات، برای انتشار آثار فنی و استفاده از مسئولان آموزشی برای تنظیم آثار مکتوب.

اقتصاد اطلاعات

در دنیای امروز فن آوری اطلاعات تاثیر بسیاری بر جنبه های اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی و البته اقتصادی جوامع مختلف داره؛ در دنیایی که خدمات الکترونیک حرف اول را در رفاه و آسایش مردم میزنه، فن آوری اطلاعات رو باید جدی گرفت.

البته فن آوری اطلاعات و تاثیر آن بر جوامع پیشرفته و جهان سوم جای بحث بسیار داره و نمیشه در یک مطلب مختصر به آن پرداخت.در اینجا فقط به جنبه های اقتصادی اون می پردازیم.

)) در تعریف اقتصاد به عنوان یک علم توافق نظر کلی وجود نداره؛ عده ای آن را مطالعه و بررسی تولید، توزیع و مصرف ثروت در یک جامعه ی انسانی دانسته اند و گروهی دیگر آن را علم استفاده از منابع کمیاب به منظور نیل به هدف رفاه اجتماعی برای جامعه ی بشری.*((

در هردو دیدگاه اطلاعات میتواند نقشی اساسی ایفا کند؛ چه در دیدگاه اول به عنوان وسیله ای برای بهبود وضعیت تولید و توزیع در آمد و چه در دیدگاه دوم به عنوان وسیله ای برای کسب درآمد.

دیدگاه اول : به عنوان مثال در کشور ما نفت بخش عمده ای از بودجه ی سالانه را تامین میکند. استفاده ی بهینه از نفت ابتدا نیاز به اطلاعاتی در مورد مصرف داخلی و اینکه نیاز داخلی ما بیشتر به نفت و فراورده های نفتی است یا درآمد حاصل از آن. پس از مطالعه و بررسی نیاز داخلی (که نتیجه اش همان اطلاعات است) به برنامه ریزی برای میزان صادرات و واردات نفت و فراورده های نفتی می پردازند و ..........

این مثال (که شاید فرایندی غیر واقعی باشه) کاملا نقش اطلاعات رو در تولید و توزیع درآمد نشون میده که البته ما خیلی با این مسئله سر و کار نداریم.

دیدگاه دوم: بحث اصلی ما و به قول معروف چیزی که به ما مربوط میشه کسب درآمد از طریق فن آوری اطلاعات میباشد. شاید(شاید که نه، مطمئنا) اقتصاد اطلاعات در کشور ما خیلی کاربردی نباشه اما در کشورهای توسعه یافته فروش اطلاعات و ابزار و خدمات اطلاعاتی بخشی از درآمد سالانه ی آنها میباشد. ((براساس بررسی دانشگاه تگزاس، اینترنت حدود 300 میلیارد دلار درآمد در سال 1998 برای آمریکاییان داشته است یا کشور آلمان در سال 1996 صرف نظر از سایر منابع اطلاعاتی، تعداد 71515 عنوان کتاب چاپ اول منتشر کرده، به طوریکه تنها ارزش پشت جلد کتابها 9 میلیارد دلار بوده.

همچنین آمار منتشر شده از سوی انجمن ناشران آمریکا حاکی از فروش 23,033,300,000 دلار کتاب در سال 1998 میباشد.

همینطور از نظر اشتغال اگر ببینیم در اواخر دهه ی 1980 در کشور آفریقای جنوبی در بخش اطلاع رسانی 2,000,000 نفر شاغل بودند و یا در آمریکا 1,200,000 نفر فقط در بخش اینترنت شاغل بودند؛))*

اما متاسفانه در کشور ما به این مقوله اهمیت داده نمیشود که البته مهم شمردن این نوع درآمد یا بهتر بگم این نوع اقتصاد در کشورهای درحال توسعه کار بسیار دشواری ست. برای اینکه در این زمینه به جایگاه کشورهای توسعه یافته برسیم یا حداقل به آنها نزدیک بشیم، فرایندی باید طی بشه که مرحله ی اولیه ی آن داشتن قانون کپی رایت یا حق مولفه. این قانون برای شروع اقتصاد اطلاعاتی همان قدر ضروریه که کاغذ برای انتشار کتاب؛

اگر در کشوری قانون کپی رایت وجود نداشته یا آن را جدی نگیرند (مانند کشور ما) هرتولید اطلاعاتی دسته اول و حتی دسته دومی به راحتی توسط مصرف کنندگان یا واسطه ها سرقت یا کپی شده و مورد استفاده قرار می گیرد.

متاسفانه در این شرایط تولید کنندگان اطلاعات جای هیچگونه پیگیری و شکایتی را ندارند و به سادگی مجبورندبا شکستی سنگین از این عرصه کناره گیری کنند و اگر هم بخواهند سرسختی کنند (در مورد انتشارات الکترونیکی) باید با کلی هزینه تولیدات خود را قفل و زنجیر کنند که در نهایت بی فایده بوده و سارقان فرهنگی بازهم موفق خواهند بود.

واقعا جای تاسف داره که در کشور ما هیچ یک از آثار علمی ، فرهنگی ، هنری و ادبی چه به صورت چاپی و چه به صورت الکترونیکی امنیت ندارند و به راحتی و بدون هیچ دشواری قابل کپی برداری هستند. در نتیجه تولیدات داخلی ما راه به جایی نمیبرند و نمیشه به عنوان یک منبع درآمد روی آنها حساب کرد.

با این اوصاف مجبوریم مسیر فرایند رو عوض کنیم؛ فرض کنیم این قانون در ایران به شکل درست اجرا بشه،اینجوری به ظاهر همه چیز درسته ولی این قانون علاوه بر اینکه باعث سودآوری یکسری تولیدکنندگان میشه پیامدهی دیگری هم خواهد داشت.

اول اینکه قیمت تولیدات علمی ، ادبی ، فرهنگی و .......... بالا میره و در نتیجه دسترسی به منابع برای عموم دشوارتر شده و احتمالا میزان تقاضا پایین میاد.

کپی رایت تنها تولیدات داخلی را تحت تاثیر قرار نمیده؛ با اجرایی شدن این قانون و قبول قوانین بین المللی، مجبوریم منابع خارجی رو با قیمت اصلی آنها خریداری کنیم. این یعنی دیگه نمیتونیم به راحتی منابع زبان اصلی یا ترجمه شده و حتی نرم افزارهای مختلف رو بدون هزینه یا با کمترین هزینه بدست بیاریم.( در اینجا میبینیم که نداشتن کپی رایت از یه نظرایی هم به نفع ماست، هرچند که از لحاظ اخلاقی درست نیست.)

بحث فرهنگسازی در زمینه کپی رایت هم خود کار بزرگ و زمان بریست که به راحتی میسر نمیشه.پس به این نتیجه میرسیم که باید قید کپی رایت رو بزنیم.

خب، بدون هیچگونه توضیحی کاملا روشنه که فرایند تولید اطلاعات و سودآوری از طریق آن در همین مرحله به بنبست میخوره  و ما بدون هیچگونه پیشرفتی سرجای خودمون میمونیم و کلا از بحث در مورد اقتصاد اطلاعت هم صرف نظر میکنیم.


 گردآوری و ترجمه حمید محسنی.فن آوری اطلاعات و ارتباطات*