گل و بلبل که میگن ماییم

ثبت نام آزمون استخدامی نهاد کتابخانه های عمومی از بیستم آغاز شده و تا 28ام ادامه دارد. نکته ای که مانند ادوار گذشته ی این آزمون کاملا به چشم می آید مدارک تحصیلی افراد متقاضی برای رشته های شغلی مورد پذیرش در این آگهی می باشد.

جالبه در این آگهی برای رشته شغلی کتابدار دانش آموختگان رشته های كتابداري، علوم كتابداري و اطلاع ­رساني، الهيات و معارف اسلامي ، زبان و ادبيات فارسي، تاريخ، امور فرهنگي و مديريت امور فرهنگي، برنامه­ ريزي امور فرهنگي، مهندسي كامپيوتر، مهندسي فناوري اطلاعات و يا مدرك سطح دو و يا بالاتر در علوم حوزوي میتوانند متقاضی گردند و جالب تر اینکه برای سایر رشته های شغلی مانند کارشناس انجمن ها، کارشناس مشارکت ها ،کارشناس روابط عمومی و البته رشته شغلی کارشناس فن آوری اطلاعات کتابداران حق شرکت ندارند و حتی اولویت هم برای پذیرش آنها در رشته شغلی کتابدار در نظر گرفته نشده است در حالی که این نهاد متعلق به کتابداران می باشد.

هنرنمایی شخص مهندس ؟؟؟ واعظی  و همکارانشون به همینجا ختم نمی شود، تاسف بار تر از این مسائل اینست که فارغ التحصیلان رشته های کامپیوتر و فن آوری اطلاعات در دو رشته کتابدار و کارشناس فن آوری اطلاعات میتوانند پذیرش شوند.

بخدا کارشناسای کتابداری هم مثل فارغ التحصیلان سایر رشته ها چهار سال درس می خوانند. اگه آقای واعظی با رابطه مدیریت یک نهاد فرهنگی رو بر عهده گرفتند چرا کتابداران باید چوب ضعف مدیریت ایشان را بخورند؟ ایشون که از اساس با کتابداران مشکل دارند، به یکباره بگن کتابداران جایی در کتابخانه ها ندارند و خیال همه رو راحت کنند.

اصولا کتابداران عادت دارن جاشون رو آدم های بی ربط بگیرند. وقتی بین اسامی پذیرفته شدگان آزمون نهاد فارغ التحصیلان رشته های غیر مرتبط بیش از کتابداران دیده میشه، وقتی یک کارگر ساده (با احترام به تمام کارگران) مسئول یک کتابخانه ی دانشگاهی میشه (در یکی از مراکز علمی کاربردی) ، وقتی یک انسان بی ربط که شناختی از کتابداری نداره مدیر نهاد کتابخانه های عمومی کشور میشه، فقط باید تاسف خورد و سکوت کرد مگه اینکه کتابداران همت کنند و نسبت به احقاق حقشون انقدر بی تفاوت نباشند.



تفاوت وب سایت و پورتال

تفاوت های اساسی میان یک وب سایت و یک پورتال وجود دارد. مهمترین این موارد در زیر به صورت خلاصه آورده شده است:

پورتال به صورت دروازه ورود به یک بانک اطلاعاتی است. آنچه که مهم است، آن است که پورتال همواره ما را به سایتها یا پورتال های دیگر راهنمایی می کند و به خودی خود تنها یک راهنما است. برای همین است که در بعضی از موارد به پورتالها، Internet Yellow Pages  می گوییم.
در حالی که یک وب سایت می تواند حاوی مقدار زیادی اطلاعات باشد که فقط بر روی آن سایت قابل دسترسی است.
ممکن است، وب سایت از امکاناتی مشابه یک پورتال برای جستجو و مدیریت داده ها استفاده نماید، اما آنچه که مهم است آن است که این داده ها عموما بر روی پایگاه داده های خود سایت قرار دارند.

پورتال عموما" حاوی مطالبی است که جنبه اطلاعات عمومی دارد. داده هایی که از منابع مختلف بر روی یک پورتال جمع آوری می شوند، معمولا دارای پراکندگی فراوانی هستند. به همین علت، در بسیاری از پورتال ها، ابزارهایی مانند Directory قرار داده می شود تا این اطلاعات را طبقه بندی نماید.
از سوی دیگر داده های قرار داده شده بر روی یک وب سایت، اولا" از منابع محدودتری تامین می شوند و ثانیا" دارای پراکندگی زیادی نبوده، حول یک محور و موضوع مشخص دور می زند و به اصطلاح نخصصی تر هستند .

پورتال یک سیستم کاربر محور است. به این معنی که تمام امکانات پورتال بر این اساس پیش بینی شده است تا جوابگوی نیاز های کاربران با سلایق، علاقمندیها، سنین و رده های کاری متفاوت باشد. امکاناتی مثل پست الکترونیکی، Chat، انجمنهای اینترنتی و ... همه برای آن است که کاربران را به هر شکل ممکن به پورتال دعوت نماید.
در حالیکه یک وب سایت،یک سیستم Subjective یا موضوع محور است. درست است در هر وب سایت، امکاناتی برای کاربران مختلف پیش بینی می شود، اما باید به این نکته توجه داشت که کاربری که با یک وب سایت کار میکند باید به شکلی به موضوع وب سایت مرتبط یا علاقمند باشد.

یکی از مهمترین جنبه های تفاوت بین پورتال و وب سایت جنبه اقتصادی آن است. پورتال ها عموما" برای کسب درآمد ساخته شده اند. بیشتر پورتال ها درآمد های خود را از طریق تبلیغات کسب می نمایند.

در پایان اگر بخواهیم این تفاوت را به صورت ساده و در قالب یک مثال بیاوریم می توان به تفاوت میان یک مجتمع تجاری و مغازه های داخل آن اشاره کرد، که مجتمع حکم پورتال را دارد و مغازه ها نیز همان وب سایت های مختلف موجود در یک پورتال میباشند

کالیماخوس

او شاعر و منتقد يوناني قرن سوم پيش از ميلاد در عصر هلنيسم (يوناني مآبي) بود. شهرت وي به‌سبب اشتغالش در كتابخانه اسكندريه و اثر معروفش >پيناكس< است. >پيناكس< كتابشناسي دانش‌هاي يوناني است كه وي آن را در 120 مجلد تهيه كرد.

كاليماخوس آموزگار گمنامي بود كه سرانجام بر تارك شعر عصر طلايي دوران هلنيسم(290-240 ق.م.) درخشيد. درباره زندگي و دوران كودكي او چيز زيادي در دست نيست. هومر و كاليماخوس، به‌ترتيب، نمايندگان سنت و تجدد در يونان باستان هستند.

فرهنگ سنتي كه از عصر هومر تا ارسطو بر يونان مسلط بود، ريشه در پيشينه شفاهي يونان داشت و قبل از ظهور خط پديد آمده بود و تا آنجا كه در توان داشت در مقابل پيشروي سواد و نوشتن ايستادگي مي‌كرد، اما كاليماخوس كمتر از 20 سال پس از ارسطو، در آستانه يك عصر نوين قامت برافراشت، عصري كه كتاب آفريننده فرهنگ آن بود. بدين‌سان، فرهنگ شفاهي و فرهنگ نوشتاري يونان در دو سبك متفاوت شعري يعني اشعار هومر و كاليماخوس تجلي يافت.

هومر اشعار خود را في‌البداهه و در مقابل شنوندگان مي‌سرود. شعر وي شنيداري بود، در وزن‌هاي از پيش تعيين شده و بدون جست وجوي واژه مناسب يا تنظيم واژه‌ها در قوافي منظم؛ حال آنكه كاليماخوس شعرهاي خود را با تأمل و انتخاب دقيق واژه‌ها و تركيب درست آنها در قالب چند بيت، مي‌سرود. او در پي كمال در فن شعر بود و شعر را گوهري ظريف مي‌ديد كه بايد با وسواس تمام تراش داده شود تا جلا بگيرد و تحسين متخصصان را برانگيزد. مخاطبان شعر او جمع محدود دانش‌آموختگان و هنرشناسان خاص در اسكندريه بودند. وي قبل از پرداختن به هر مضمون درباره آن به تفحص مي‌پرداخت.

كاليماخوس طرح‌هاي كتابشناختي مبتكرانه زنودوتوس را كه در سايه نقدها و تفسيرهاي بسيار، ارتقاي كيفيت يافته بودند تكميل كرد. نتيجه كار كاليماخوس، >پيناكس<، فهرست حجيمي بود كه بر اساس آثار يونان قديم تهيه شده بود؛ فهرست تمام‌نمايي كه همه آثار كهن قرن پنجم ق.م. را در برمي‌گرفت. اطلاعات مندرج در >پيناكس< فراتر از يك فهرست كتابخانه بود و براي هر نويسنده، زندگينامه‌اي كوتاه همراه با فهرستي از آثار، حتي آثار از ميان رفته او، و نيز شبهاتي كه در مورد سنديت واعتبار كتاب وجود داشت، جمع‌آوري شده بود. اين فهرست ظاهرآ بر اساس مقوله‌هاي وسيعي مانند اشعار حماسي، فن بيان، و تاريخ تنظيم شده بود. >پيناكس <نه تنها يك فهرست كتابخانه، كه سياهه‌اي انتقادي از ادبيات يونان و نخستين تاريخ علمي ادبيات بود كه همه پيشينه‌هاي ادبي يونان را، به صورتي كه در آن دوران وجود داشت، در برمي‌گرفت.

علي‌رغم وجود فنون فهرستنويسي شرقي، كاليماخوس براي كار عظيم خود از هيچ الگويي استفاده نكرد، زيرا اهداف كتابشناختي او در واقع رنگ غربي داشت. او مي‌خواست انديشه‌هاي مستقر در ادبيات يونان را در اختيار دانش‌پژوهان قرار دهد. از سوي ديگر، شرق كه از كتاب تلقي يك كالا را داشت، نظام‌هاي پيچيده‌اي براي فهرستنويسي ابداع كرده بود كه هدف آن حفظ نشانه كتاب‌ها براي دستيابي بود، و به‌جاي تمركز بر دانش‌پژوهي، بر نكات توصيفي و فهرست‌هاي موازي تأكيد داشت كه تنها نيازهاي عملي آرشيوها، كتابخانه‌ها و مدارس واقع در معابد را برآورده مي‌كرد. اين‌گونه تعارض در اهداف موجب دودلي و ترديد دائمي در تهيه كتابشناسي شده است. آيا كتابشناسان ابتدا بايد به هيئت فيزيكي كتاب توجه داشته باشند يا به جوهر متافيزيكي آنكه به‌صورت تركيب مفاهيم جلوه مي‌كند؟ آيا بايد همان شيوه  فهرستنويسي كهن را كه به سازماندهي اشياء مي‌پرداخت، ادامه دهند يا شيوه‌هاي نويني براي نظم بخشيدن به انديشه‌ها ابداع كنند؟ >پيناكس<، تأليف كاليماخوس، تجربه‌اي بود كه بي‌ثمر ماند، زيرا تأثير آن بر كتابخانه‌ها، فراتر از مقطع روم شرقي، قابل پي‌گيري نيست. با اين‌حال >پيناكس< براي كتابشناسان غربي مسئله مهم كتاب‌پژوهي را در مقابل كتابشناسي مطرح مي‌كند. چيزي كه مي‌تواند دست‌كم تا حدي نشان دهد كه چرا مشكلات سازماندهي و كنترل كتابشناختي هنوز لاينحل مانده است.

منبع : دایره المعارف کتابداری و اطلاع رسانی