اين مقاله در پي آن است كه با تعمق در برنامه آموزشي دروه‌هاي تحصيلات تكميلي علوم كتابداري و اطلاع‌رساني (LIS) كشورهاي انگلستان، آمريكا، هند و ايران، چشم‌اندازي از وضعيت كلي و نقاط ضعف هر يك ارائه كند و در خاتمه موارد تشابه و تفاوت آنها را نشان دهد تا سياستگذاران و برنامه‌ريزان آموزشي با استفاده از تجارب كشورهاي پيشرو در اين زمينه، در پي چاره‌جويي و رفع موانع و نارسايي‌هاي آموزش كتابداري و اطلاع‌رساني ايران برآيند.

آموزش تطبيقي عمري كوتاهتر از دويست سال دارد. با پيدايش ساختار تعليم و تربيت ملي در اروپاي قرن نوزدهم، مربيان به قصد بررسي شيوه‌هاي تعليم و تربيت در ساير كشورها و يافتن روش‌هايي كه بتوانند براي كشورشان اقتباس كنند به ديگر نقاط جهان سفر كردند. در قرن بيستم بتدريج آموزش تطبيقي يا مقايسه‌اي، تخصصي مجزا فرض شد و افراد بيشتري را به خود جلب كرد. تاسيس مجامعه علمي و حرفه‌اي اين رشته در سال 1956 و در آمريكا آغاز شد و به ديگر نقاط جهان سرايت كرد. نتايج تحقيقات آموزش تطبيقي مورد توجه و استفاده برنامه‌ريزان آموزشي، مشاوران، متخصصان و محققان دانشگاهي قرار گرفت.
حرفه كتابداري در بعد جهاني در مواجهه با فناوري جديد و تغيير شكل منابع اطلاعاتي تحول يافت. محيط‌هاي علمي متأثر از رسانه‌هاي ارتباطي الكترونيكي و تسهيل ارتباطات علمي بين متخصصات، دگرگون شد و اين تغييرات بر نظام آموزش عالي در كل و آموزش كتابداري بخصوص، اثر گذاشت. شناخت ميزان تأثير اين تحول بر آموزش كتابداري و اطلاع‌رساني ايران و هماهنگي آن با نيازهاي حرفه‌اي و علمي اين رشته، نكته‌اي است كه ذهن بسياري از متخصصان را به خود مشغول داشته است. اين بررسي تطبيقي در پي آن است كه با نشان دادن نقاط قوت و ضعف آموزش اين رشته در سه كشور انگلستان، امريكا و هند و مقايسه آنها با ايران، نظر دست‌اندركاران و برنامه‌ريزان آموزشي را به تحولاتي جلب كند كه در سال‌هاي اخير در آموزش عالي كشورهايي كه پايگاه رشد و توسعه كتابداري جديد محسوب مي‌شوند رخ داده است.

ليلا مرتضايي

http://www.irandoc.ac.i