جستجوی اطلاعات یا اطلاعیابی
- ذهنی؛ وابسته به قضاوت انسان است.
- ادراكی؛ وابسته به دانش و فهم انسان است.
- واقعیتی؛ مربوط به كاربران و مسائل اطلاعاتی آنهاست.
- پویا؛ در حال تغییر مداوم است.
- چند وجهی؛ تحت تأثیر عوامل گوناگون است.
- قابل اندازهگیری؛ قابل مشاهده در یك مكان و زمان خاص است.
واژه ارتباط یا وابستگی برای اشاره به توانایی یك مورد اطلاعاتی به میزانی فراتر از ”ارتباط موضوعیِ“ مناسب است، تا نیاز درونی و شخصی فرد را برطرف كند. وابستگی از ارتباط عمیقتر است و با نیازهای مؤثر و ادراكی شخصی مرتبط است و به نیازهای خاص یك موقعیت كه نیاز اطلاعاتی در آن به وجود میآید اشاره میكند. تایلور (1986) معتقد است كه قابلیت اعتماد یك منبع نشانگر ارزشهای بیشمار آن است. او قابلیت اعتماد را به معنای اعتماد یك كاربر به كیفیت و تداوم آن در یك سیستم و ورود و خروج دائم آن به كار میبرد. در سطح تأثیرگذار، درجه هدفمندی شخص و علاقة به آن مسئله یا موضوع، میزان انرژیای را كه او برای جستجو صرف میكند معلوم میكند. كالتو (1993) معتقد است همانطور كه روند جستجوی اطلاعات پیش میرود، احساس اولیه در مورد غیر محرز بودن از بین میرود و اعتماد افزایش مییابد. اگر شخص بر موضوعی متمركز شود، هدفمندتر میشود و مراحل تحقیق او خوب پیش میرود و احساس رضایت بیشتری میكند. افراد برای اطلاعیابی در سطح ادراكی باید منبعی را انتخاب كنند كه با بیشترین احتمال، حاوی اطلاعات مربوط و مفید باشد. كالتو (1993) شش گروه از نظریات را ارائه میدهد. اول، جستجوی اطلاعات روندی است از فهم ساختار و معنی. در این مورد كاربر از غیر محرز بودن و ابهام به اعتماد میرسد. دوم، متمركز بر شكلگیری یا فرمولبندی کردن ایده یا نقطه نظری است كه در روند تحقیق به كار میرود. متأسفانه بسیاری از كاربران این شكلگیری را با هم انجام نمیدهند و اطلاعات را بدون شكلدهی(فرمولهكردن) اولیه جمعآوری میكنند. سوم، اطلاعات ممكن است منحصر به فرد باشد. كاربر در این مورد از قبل آگاهی دارد و میداند كدام اطلاعات مرتبط است و كدام مرتبط نیست. البته اطلاعات پراكنده و زیاد به خستگی منجر میشود. چهارم، میزان احتمالات در تحقیق تحت تأثیر حالت كاربر با رفتار او نسبت به كار تحقیقی میباشد. یک كاربر در حالت خاص به كار اكتشافی و گسترده تمایل دارد. در حالیكه كاربری دیگر نتیجهای را ترجیح میدهد كه وی را به پایان كار نزدیك میكند. حالت یك كاربر در روند تحقیق تغییر میكند. پنجم، در روند تحقیق مجموعهای از انتخابهای واحد و شخصی بر اساس پیشبینیهای او یا انتظاراتش از منابع، اطلاعات و استراتژیها شکل میگیرد. سرانجام، علاقه كاربر و سطح هدفمندی او در روند تحقیق افزایش مییابد. علاقه در مراحل بعدی بالاتر است و كاربر در یك تحقیق فهم كافی از موضوع دارد تا با هشیاری درگیر آن شود. افراد ممكن است برای رفع نیازهای اطلاعاتی به حافظه خود بسنده كنند. گاهی حتی ممكن است از مسئله صرفنظر كنند كه در این صورت نیاز اطلاعاتی ندارند. كولنان (1995) قابلیت دستیابی را به عنوان ارزشهای اقتصادی و اجتماعی مربوط به دسترسی اطلاعات بیان میکند، درحالیكه در علوم كتابداری و اطلاعرسانی قابلیت دستیابی منابع یك ارزش فیزیكی دارد. به خصوص وقتی كه بین كتابخانه و كاربر فاصله فیزیكی باشد. او قابلیت دسترسی را مفهومی برای طراحی و ارزیابی سیستمهای اطلاعاتی مختلف بیان میكند و آن را به عنوان «سطحی مورد نظر برای استفاده از منبع اطلاعاتی» معرفی میكند. مطالعه كاربران نشان داده كه قابلیت دستیابی به منبع مهمترین قسمت استفاده از منبع است. برای مثال دانشمندان، فناوران (تكنولوژیستها)، و مدیران نسبت به قابلیت دستیابی حساسند، درنتیجه كمتر به كتابخانههای نزدیك خود رجوع میكنند. آنها ترجیح میدهند برای رسیدن به اطلاعات كاملتر، كوتاهترین راه را بروند و تلاش خود را به حداقل برسانند. از طرفی، جدا از ویژگیهای منبع، پیچیدگی كار یا محرز نبودن محیط كار در اطلاعیابی مؤثر میباشد. یك كار پیچیده كه با شماری از كارهای مستقل درگیر است، به اطلاعات وسیعتر نیاز دارد.محیط كاری پیچیده، بررسی اطلاعاتی وسیعتری را میطلبد. پیچیدگی كار به دانش، ابزار و تكنیكها بستگی دارد تا ورودیها را به خروجیهای طبقهبندی شده تبدیل كند. بحث جستجوی اطلاعات (اطلاعیابی) را طبق شكل میتوان خلاصه كرد. انتخاب و استفاده از اطلاعات و منابع تحت تأثیر دو خصوصیت منبع است: قابل دسترس بودن منبع و كیفیت منبع. در عین حال، مرتبط بودن از خصوصیت منبع است که با پیچیدگی كار مربوطه ارتباط دارد و علاقه شخصی و هدف شخصی در تحقیق مؤثر است.
جواد صیافی دانشجوی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی