استاندارد و استانداردسازي در كتابداري و اطلاعرساني
استاندارد، در واقع، مجموعهاي از قوانين و مقررات است كه توسط برخي نهادهاي ذيصلاح جهت استفاده سازمانها و مؤسسات در مقياس ملي و بينالمللي وضع و تصويب ميشود و ممكن است توسط دولتها يا نهادهاي علمي، از جمله برخي انجمنهاي حرفهاي، اجرا گردد. بعضي از استانداردها بهصورت دستورالعمل ارائه ميگردد و سازمانها مجازند خود در مورد شيوه بهكارگيري آنها تصميم بگيرند يا فقط از بخشي از آنها استفاده كنند. نوع ديگر استاندارد حاصل توافق است نه ناشي از قانونگذاري، و غالباً روش ساده انجام كار را با درجهاي از كارآيي و حداقل هزينه ارائه ميكند. نمونه اين نوع استاندارد در كتابداري مربوط به چگونگي تدوين فهرست سرعنوان موضوعي است .
برخي عوامل مؤثر در استانداردسازي عبارتند از: ايجاد نظم در آنچه ميتواند در وضعيت ديگري هرجومرج تلقي شود، تضمين ثبات، نيل به درجه قابل قبولي از تعالي، و ارتقاي خدمات مؤثر. تمايل به بهبود كيفيت، بهتنهايي، به ايجاد استاندارد نميانجامد، بلكه احساس ضرورت و شناخت نيازها براي ايجاد و بهكارگيري استانداردها حائز اهميت است. وجود استاندارد هزينهها را كاهش ميدهد و هماهنگي با آن ميتواند از دوبارهكاريها بكاهد. بهطور مثال، تحليل موضوعي مدارك بهصورت استاندارد ميتواند كار هماهنگي ميان مراكز مختلف را تسهيل كند. همچنين استانداردسازي ثبات و سازگاري در استفاده از نظامهاي واژگان يا ردهبندي را ارتقا ميدهد. رعايت استانداردها در آموزش اطلاعرساني نيز حائز اهميت است؛ و در واقع، اصول و روشها به دانشجويان تدريس ميشود تا آنها قادر باشند در سازمانهاي گوناگون اطلاعرساني بهطور مؤثر فعاليت كنند.
همانگونه كه دلايلي براي ضرورت وجود و استفاده استانداردها قابل ارائه است، عللي نيز براي نداشتن، يا حداقل، به كار نبردن آنها وجود دارد. هر استاندارد لزوماً بهترين خدمات را براي كليه استفادهكنندگان فراهم نميكند، جويندگان اطلاعات داراي نيازها و شرايط بسيار متفاوت هستند. از اين رو، ممكن است برخي استانداردها براي گروهي از استفادهكنندگان سودمند تلقي شود، ولي در محيط اطلاعاتي ديگري، مناسب نباشد؛ يا در سازماني، معتبر و در سازمان ديگري كماعتبار ارزيابي شود (4: 129). هيچ استانداردي را نميتوان براي همه، بدون درنظرگرفتن نيازها و شرايط، مناسب دانست. استانداردها بر اساس تناسبشان با وضعيت ويژه، بهكار ميروند.
تاريخچه. تدوين استانداردهاي كتابخانهاي در حرفه كتابداري داراي سابقهاي طولاني است و تاكنون سه نوع استاندارد تدوين و ترويج شده است :
1. استانداردهايي كه خدمات كتابخانهها با آنها مقايسه ميشود. استانداردهاي متفاوتي كه انجمن كتابداران امريكا و ساير مؤسسات حرفهاي جهان منتشر كردهاند از اين نوع هستند. دو نمونه از اين نوع استانداردها عبارتند از: "استانداردهاي ايفلا براي كتابخانههاي دانشگاهي"[1] و "رهنمودهايي براي آموزش و استفاده كتابداران، اطلاعرسانان، و آرشيوداران"[2] .
تدوين استاندارد كتابخانههاي دانشكدهاي در امريكا از تلاشهاي اوليه مربوط به تعيين اعتبار مؤسسههاي آموزشي نشأت ميگيرد. اين مؤسسهها راهنماها يا استانداردهايي براي ارزيابي و تعيين اعتبار سازمانهاي آموزشي تدوين كردند. در سال 1932 ويليام رندال كتاب >كتابخانه دانشكدهاي را كه تحليلي از حدود دويستوچهار سال آموزش علوم انساني در دانشگاههاي امريكا بود منتشر كرد. در دهه 1930، بهدنبال برنامه كتابخانه دانشكدهاي بنياد كارنگي، شوراي كتابخانههاي دانشكدهاي به رياست بيشاپ استانداردهاي كتابخانه دانشكدهاي را تدوين كرد. گروه ديگري نيز استانداردهاي كتابخانههاي مدارس عالي را فراهم كردند. در سيوپنجمين جلسه ايفلا ـ كپنهاگ، در سال 1969، دكتر كي.دبليو.هامفريز انگليسي خلاصهاي را از استانداردهاي جهاني متفاوت براي كتابخانههاي دانشگاهي ارائه داد. وي بر آن بود كه از ميان استانداردهاي موجود در برخي كشورها به معيارهاي بنيادي دست يابد و اعتقاد داشت كه بيشترين استانداردهاي كتابخانههاي دانشگاهيِ تهيهشده در كشورهاي مختلف، در خارج از محيطي كه در آن تدوين شدهاند بياعتبارند يا اعتبار اندكي دارند و نميتوانند بهعنوان معيارينالمللي مورد استفاده قرار گيرند . در سال ،1965 در هند نيز استانداردهايي توسط رانگاناتان* تدوين و منتشر شد. كتابداران هندي از اجماع متخصصان، براي دستيابي به توافق درباره محتواي استانداردها، استفاده ميكنند. اين تلاشها رويكرد امريكايي را در تدوين استانداردهاي كتابخانههاي دانشكدهاي منعكس ميكند و به توصيههايي درباره مقدار بودجه سازماني و تعداد و كيفيت كاركنان، تسهيلات، امكانات پرداخته است. كميسيون دانشگاهي در سال 1975 كميتهاي براي توسعه كتابخانههاي دانشگاهي و دانشكدهاي تحت رياست رانگاناتان تأسيس كرد. اين كميسيون پيشنهادهايي براي واگذاري اعتبار، بودجههاي كتابخانهها، گزينش و خريد كتابها، كاركنان، و ساختمان و تجهيزات كتابخانهها ارائه داد . كميته "انجمن كتابخانههاي دانشكدهاي و تحقيقاتي با مأموريت تجديدنظر در استانداردهاي كتابخانههاي دانشكدهاي تشكيل شد تا، با تحليل اطلاعات آماري، استانداردهاي سال 1975 را تدوين كند. اين استانداردها گرچه از سال 1975 تاكنون چندبار ويرايش گرديده، تغيير زيادي در آنها داده نشده است. كميتهاي كه از انجمن كتابخانههاي دانشكدهاي و تحقيقاتي و انجمن كتابخانههاي تحقيقاتي تشكيل شد، با گردآوري دادههاي خود و استفاده از دادههاي منتشرشده پيشين، استانداردهاي سال 1979 را براي كتابخانههاي دانشگاهي تدوين كرد. سپس متن جديدي از استانداردها، كه توسط انجمن كتابخانههاي دانشكدهاي و تحقيقاتي در سال 1989 تدوين و بهكار گرفته شد، جايگزين استانداردهاي سال 1979 گرديد. در اين متن، از كتابداران خواسته شده كه اهداف بلندمدت، ميانمدت، و كوتاهمدت خود را مشخص كنند؛ همچنين راهكاري توصيه شده است كه ميتواند دستيابي به اهداف و مقاصد را ارزيابي كند. اين متن به فرايند داخلي كتابخانه توجه دارد و حاوي پيشنهادهايي براي آن دسته از دانشكدههاست كه تمايل دارند آن را بهكار گيرند (173:3). ويرايش 1995 استانداردهاي كتابخانههاي دانشگاهي در سه مقوله كلي مجموعهها، كتابداران، و ساختمان و تجهيزات تدوين شده است (94:1).
در كشورهاي مختلف، درباره عناصري كه بايد در عبارات استانداردهاي كتابخانهاي قرار گيرند تا عملكردها با آنها سنجيده شود توافقي عمومي وجود دارد. اجزا و عناصري كه از اين جهت مورد بررسي قرار ميگيرند عبارتند از: اندازه مجموعه يا ويژگيهاي منابع كتابخانهاي؛ درصد بودجه عمومي و آموزشي مؤسسه كه بايد به كتابخانه اختصاص يابد؛ تعداد صندليها و ساير تجهيزات؛ خدماتي كه كتابخانه ارائه ميكند؛ و مواد مربوط به اداره مديريت كتابخانه. در بيشتر استانداردها، مواد مربوط به كميته كتابخانه، ساعات كار كتابخانه، شبكه كتابخانهاي، همكاريهاي بين كتابخانهاي، منابع غيرچاپي، و گرايشهاي كتابخانه نيز وجود دارد. چنين استانداردهايي در زمينه كتابخانههاي عمومي، به مواردي چون مكانهاي ارائه خدمات با توجه به كتابخانه مركزي و كتابخانههاي اقماري، و ساعات كار و حداقل مجموعه هر يك از شعب در پيوند با جمعيت باسواد نيز توجه دارد.
2. استانداردهايي كه تا حد امكان لازم است بهطور مداوم در انجام فعاليتهاي خاص بهكار رود، اما لزوماً نتايج يكساني از كاربرد آنها حاصل نميشود. قواعد فهرستنويسي انگلوامريكن*، فرمت مارك، قوانين استاندارد بينالمللي توصيف كتابشناختي *(آي.اس.بي.دي) و شماره استاندارد بينالمللي كتاب* (آي.اس.بي.ان) نمونههايي از اين نوع استانداردها هستند.
3. استانداردهاي فني يا مشخصاتي كه نظارت دقيق بر آنها براي بهرهگيري مشترك از اطلاعات ضروري است. استانداردهاي وضع شده توسط سازمان ملي استانداردهاي اطلاعرساني در امريكا در باب موضوعهايي چون مشخصات ساختار فرمتها، نويسهها، و فهرستها مواردي از اين نوع هستند.
مباحث استانداردهاي فني فراتر از توجه به عمليات روزانه كتابخانه است. در عين حال، جامعه كتابداري هر كشوري بايد اين مباحث را بشناسد و توجه به آن را گوشزد كند. در اين راستا، ارتباط نزديك با دولت كه مسئوليت اين امر را برعهده دارد از اهميت ويژهاي برخوردار است. بيشتر كشورها ـ بهجز ايالات متحده ـ مسئوليت تدوين استانداردهاي فني را به مؤسسات دولتي يا شبه دولتي واميگذارند. سودمندي اين روش در اين است كه نيروي قانوني توانمندي براي رعايت استانداردها فراهم ميآورد.
سازمانهاي استاندارد. قلمرو استانداردها ميتواند بينالمللي، ملي، يا منطقهاي باشد و غالباً بيش از يك سازمان ملي در يك كشور خاص وجود دارد كه اغلب در يك رشته يا رشتههاي مرتبط با يكديگر فعاليت ميكنند. هدف اساسي در توسعه استانداردهاي بينالمللي، دستيابي به توافقي جهاني است. نيل به اين توافق امري ساده نيست، زيرا هر عنصر از ديدگاه ويژه خود به فرايند توسعه استانداردها مينگرد. در نتيجه، چنان تنوّعي در استانداردهاي بينالمللي وجود دارد كه از آن به "جنگل استانداردها" تعبير شده است.
سازمان بينالمللي استاندارد (ايزو) ، كه مركز آن در ژنو (ايتاليا) است، مسئوليت توسعه و هماهنگي استانداردهاي فني بينالمللي را برعهده دارد. اين سازمان در سال 1946، با شركت 25 انجمن ملي استاندارد و براي ادامه وظايف "فدراسيون بينالمللي انجمنهاي ملي استاندارد كه در سال 1926 سازمان يافته بود تأسيس شد. ايزو، سازماني غيردولتي است اما بيش از هفتاد درصد اعضاي آن را گروههاي دولتي (يعني گروههاي ملي استاندارد 89 كشور) تشكيل ميدهند. اين سازمان باني 172 "كميسيون فني" است و در مدت حيات خود بيش از 8000 استاندارد بينالمللي را منتشر كرده است. در حوزه كتابداري و اطلاعرساني، "كميسيون فني 46" كه به "بخش اطلاعرساني و سندپردازي" مشهور است مسئوليت استانداردهاي بينالمللي را برعهده دارد. امروزه 25 كشور بهعنوان عضو فعال، 33 كشور بهعنوان عضو ناظر، و 43 سازمان بهعنوان عضو وابسته با اين كميسيون همكاري دارند كه ايفلا از جمله اين سازمانهاست. حوزه كاري اين كميسيون عبارت است از: استاندارد كردن فعاليتهاي عملي كتابخانهها، مراكز سندپردازي و اطلاعرساني با خدمات نمايهسازي و چكيدهنويسي خدمات آرشيوي؛ و علوم اطلاعرساني و انتشارات.
برخي كميسيونهاي فرعي ديگر كه در حوزه كتابداري و اطلاعرساني فعاليت دارند عبارتند از: 1) كميسيون فرعي ،2 براي ارائه استاندارد در حوزه برگردان نوشتهها از زباني به زبان ديگر؛ 2) كميسيون فرعي 3، براي كنترل اصطلاحهايي كه در استانداردهاي كميسيون 46 مورد استفاده واقع ميشوند؛ 3) كميسيون فرعي 4، براي كاربرد رايانه در امر اطلاعرساني و سندپردازي، و نيز استانداردهايي براي ساختارهاي ارتباطي، راهنماي عناصر اطلاعاتي، نسخ خطي و نشريات رايانهاي، مديريت پايگاههاي اطلاعاتي، و گسترش و توسعه استانداردهايي براي كاربرد الگوي "تعامل نظامهاي باز" در امر مبادله اطلاعات كتابشناختي؛ 4) كميسيون فرعي 8، براي ارائه استانداردهاي عملي در حوزه آمار انتشارات و مواد كتابخانهاي از جمله آمارهاي توليد كتاب؛ 5) كميسيون فرعي 9، براي استانداردهاي صفحه عنوان، عطف، سرشناسه ريزنگارها، كاربرگهها، ارجاعات كتابشناختي و ساختار استنادها، قوانين برگهآرايي، تحليل موضوعي شامل نمايهسازي و چكيدهنويسي، و راهنماي تدوين اصطلاحنامهها؛ و 6) كميسيون فرعي 10، براي ارائه استاندارد در حوزه حفظ و نگهداري مدارك موجود در كتابخانهها، آرشيوها، و مراكز سندپردازي.
فرايند توسعه استانداردها بر توافق استوار است. توافق هيچگاه بر وحدت نظر كامل متكي نيست، بلكه نيازمند دستيابي به تفاهمي بنياني در زمينه پيشنهادهايي است كه در استانداردها ارائه ميگردد. فرايند توسعه استانداردها در پنج مرحله انجام ميگيرد: 1) مرحله پيشنهاد، كه طي آن، پيشنهادِ طرح جديد منتشر ميشود؛ 2) مرحله مقدماتي، كه در آن پيشنويس طرح انتشار مييابد؛ 3) مرحله كميسيون، كه در آن پيشنويس كميسيون منتشر ميگردد؛ 4) مرحله تصويب، كه منجر به انتشار پيشنويس استاندارد ميشود؛ و سرانجام )5 مرحله نشر، كه در آن استاندارد بينالمللي انتشار مييابد.
با پيشنهاد طرح جديد براي رأيگيري، فرايند تهيه استاندارد شروع ميشود. طرحهاي جديد معمولاً از طريق اعضا يا سازمانهاي مرتبط با كميسيون فني 46، مانند ايفلا، فيد، يا يونسكو ارائه ميشود. زماني كه طرح يا پيشنهادي به رأي گذاشته ميشود از اعضا ميخواهند كه نخست حوزه طرح جديد را مشخص و تأييد كنند؛ و سپس روشن سازند كه تا چه حد در توسعه آن استاندارد مشاركت خواهند داشت. بر اساس قوانين ايزو، موافقت حداقل پنج عضو، براي مشاركت در توسعه طرح، ضروري است. استانداردها حداقل هر پنج سال يكبار براي تعيين ضرورتِ تجديدنظر، ابطال، يا تأييد مورد بررسي قرار ميگيرند.
براي دستيابي به استانداردها ميتوان از طريق ايفلا يا سازمان ملي استاندارد در هر كشور اقدام كرد. پيشنهادهايي كه از طرف ايفلا به كميسيون فني 46 ارسال ميشود از موقعيت ويژهاي برخوردار است، چون پيش از ارسال به ايفلا به توافقهايي دست يافتهاند و، با اين توافقهاي از پيش حاصل شده، چرخه توسعه استاندارد كوتاهتر شده و تحقق استاندارد آسانتر صورت ميپذيرد.
جواد صیافی دانشجوی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی